میلاد حضرت رسول وامام جعفرصادق مبارکباد

وقایع رخ داده درزمان تولد رسول اکرم (ص)

اتّفاقات واقع شده در هنگام ولادت پيامبر اكرم(ص) را توضيح دهيد؟



پيامبر اكرم حضرت محمّد ـ صلي الله عليه و آله ـ در هفدهم ربيع الاول[1] و در سالي كه اصحاب فيل براي خراب كردن كعبه معظّمه وارد مكّه شدند به دنيا آمد[2] و در هنگام ولادت آن حضرت معجزات و اتّفاقاتي به وقوع پيوست كه به آنها اشاره مي‌شود:
از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ روايت شده است كه ابليس به هفت آسمان مي‌رفت و خبرهاي سماويّه را مي‌شنيد، وقتي كه حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ متولّد شد او را از سه آسمان منع كردند و چون پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ متولّد شد او را از همة آسمانها منع كردند و شياطين را با تيرهاي شهاب از درهاي آسمان راندند، پس قريش گفتند: حتماً وقت تمام شدن دنيا و آمدن قيامت است كه اهل كتاب (يهود و نصاري) ذكر مي‌كردند و ما شنيديم، عمرو بن اميه كه داناترين اهل جاهليّت بود گفت: نگاه كنيد به ستاره‌هاي معروف كه مردم با آنها زمانهاي زمستان و تابستان را مي‌شناسند اگر يكي از آنها بيفتد، بدانيد وقت آن است كه همة خلايق هلاك شوند و اگر آنها به حال خود و ستاره‌هاي ديگر ظاهر شوند پس امر غريبي اتّفاق خواهد افتاد
وقتي رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ متولّد شد، ديوها رانده شدند و مردم را زمين لرزه اي فرا گرفت كه به همه جاي دنيا رسيد تا آنجا كه كليسا ها ويران گشت و چيزي كه جز خدا پرستش مي‌شد از جاي خود كنده شد و ستارگاني هويدا گشت كه پيش از آن ديده نمي‌شد و كاهنان يهود از آن در شگفت ماندند
ايوان كسري بلرزيد و چهار كنگره آن افتاد و آتشكدة فارس كه هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش شد و داناترين علماي مجوس در آن شب در خواب ديد كه شتراني عربي اسباني سركش را مي‌كشند و از دجله گذشتند و داخل بلاد ايشان شدند، و طاق كسري از ميانش شكست و دو حصّه شد و آب دجله شكافته شد و در قصر او جاري گرديد و نوري در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و در عالم منتشر گرديد و پرواز كرد تا به مشرق رسيد، هر بتي كه در هر جاي عالم بود بر رو افتادند و درياچه ساوه كه سالها آن را مي‌پرستيدند فرو رفت و خشك شد و وادي سماوه كه سال ها بود كسي آب در آن نديده بود آب در آن جاري شد. و تخت هر پادشاهي در آن صبح سرنگون شده بود و جميع پادشاهان در آن روز لال بودند و سخن نمي‌توانستند بگويند و علم كاهنان ـ پيشگويان ـ برطرف شد و سحر ساحران باطل شد وهر كاهن و پيش گوئي كه بود ميان او و همزادي كه داشت و خبر ها را به او مي‌داد جدايي افتاد و قريش در ميان عرب بزرگ شدند و ايشان را آل الله گفتند، چونكه آنان در خانة خدا بودند. و آمنه مادر پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ گفت: كه چون پسرم بر زمين رسيد دست ها را بر زمين گذاشت و سر به سوي آسمان بلند كرد و به اطراف نظر كرد پس از او نوري ساطع شد كه همه چيز را روشن كرد و به سبب آن نور قصرهاي شام را ديدم و در ميان آن روشني صدايي شنيدم كه قائلي ـ گوينده‌اي ـ مي‌گفت: زاييدي بهترين مردم را، پس نام او را محمّد بگذار.
از حضرت امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ روايت شده است؛ كه چون آن حضرت متولّد شد بت ها كه بر كعبه گذاشته بودند همه بر رو افتادند و چون شام شد اين ندا از آسمان رسيد كه: جاءَ الحق و زهق الباطل إنَّ الباطل كان زهوقا؛حق آمد و باطل نابود شد همانا باطل نابود شدني است. و جميع دنيا در آن شب روشن شد و هر سنگ و كلوخي و درختي خنديد و آنچه در آسمانها و زمين ها بود تسبيح خدا گفتند و شيطان گريخت و مي‌گفت: بهترين امّتها و بهترين خلايق و گرامي ترين بندگان و بزرگ ترين عالميان محمّد ـ صلي الله عليه و آله ـ است.
مرحوم طبرسي در كتاب احتجاج از امام موسي ـ عليه السلام ـ روايت كرده است كه چون پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ از مادر متولد شد، دست چپ را بر زمين گذاشت و دست راست را به سوي آسمان كرد و لبهاي خود را به توحيد به حركت آورد و از دهان مباركش نوري ساطع شد كه اهل مكّه قصرهاي بصري و اطراف آن را كه از شام است ديدند و قصرهاي سرخ يمن و نواحي آن را و قصرهاي سفيد اصطخر فارس و حوالي آن را ديدند و در شب ولادت آن حضرت دنيا روشن شد تا آن كه جنّ و انس و شياطين ترسيدند و گفتند در زمين امر غريبي رُخ داده است. ملائكه را ديدند كه فرود مي‌آمدند و بالا مي‌رفتند و تسبيح و تقديس خدا مي‌كردند و ستاره ها به حركت آمدند و در ميان هوا مي‌ريختند. و در آن وقت شيطان در ميان اولاد خود فرياد كرد تا همه نزد او جمع شدند و گفتند: چه چيز تو را آشفته ساخته است اي سيّد ما، گفت: واي بر شما از اول شب تا حال احوال آسمان و زمين را متغيّر مي‌يابم و بايد كه حادثه عظيمي در زمين واقع شده باشد كه تا عيسي به آسمان رفته است مثل آن واقع نشده است، پس برويد و جستجو كنيد كه چه امر غريبي حادث شده است، پس متفرّق شدند و گرديدند و برگشتند و گفتند چيزي نيافتيم، ابليس بزرگ شيطانها گفت كه دانستن اين، كار من است، پس جستجو كرد در تمام دنيا تا به حرم رسيد، ديد ملائكه اطراف حرم را فرو گرفته اند، چون خواست كه داخل شود ملائكه بر او بانگ زدند و او برگشت؛ پس كوچك شد مانند گنجشكي و از جانب كوه حري داخل شد، جبرئيل گفت: برگرد اي ملعون، گفت: اي جبرئيل يك سوال از تو مي‌كنم، بگو امشب در زمين چه اتّفاقي افتاده است، جبرئيل گفت: محمّد ـ صلي الله عليه و آله ـ كه بهترين پيغمبران است امشب متولّد شده است، پرسيد كه آيا مرا در او بهره اي هست؟ گفت: نه، پرسيد آيا در امّت او بهره دارم؟ گفت: بلي، ابليس گفت: راضي شدم.
معرفي منابع، جهت مطالعه بيشتر:
1ـ منتهي الآمال، شيخ عباس قمي، جلد 1.
2ـ حيوة القلوب، تاريخ پيامبر اسلام، علّامه محمّد باقر مجلسي، جلد 3.
3ـ يعقوبي، تاريخ يعقوبي، ترجمه دكتر آيتي.

شهادت امام هشتم امام رضا (ع)برشیعیان آن امام تسلیت باد

 

ازسخنان گوهربار امام رضا (ع)

  عقل‌ شخص‌ مسلمان‌ تمام‌ نيست‌ ، مگر اين‌ كه‌ ده‌ خصلت‌ را دارا باشد : از اواميد خير باشد ، از بدى‌ او در امان‌ باشند ، خير اندك‌ ديگرى‌ را بسيار شمارد ، خير بسيار خود را اندك‌ شمارد ، هرچه‌ حاجت‌ از او خواهند دلتنگ‌ نشود ، در عمر خود از دانش‌طلبى‌ خسته‌ نشود ، فقر در راه‌ خدايش‌ از توانگرى‌ محبوبتر باشد ، خوارى‌ در راه‌ خدايش‌ از عزت‌ با دشمنش‌ محبوبتر باشد ، گمنامى‌ را از پرنامى‌ خواهانتر باشد . سپس‌ فرمود : دهمى‌ چيست‌ و چيست‌ دهمى‌ ! به‌ او گفته‌ شد : چيست‌ ؟ فرمود : احدى‌ را ننگرد جز اين‌ كه‌ بگويد او از من‌ بهتر و پرهيزگارتر است‌
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467

اسامی برندگان مسابقات

                  اسامی برندگان مسابقات مکتوب مرداد1392

ردیف

نام

نام خانوادگی

9

فاطمه

طیبی

16

نظیفه

محمدی

19

سميه

مالكي

20

مريم

قشلاقي گازراني

21

رضا

احمدی

22

امير محمد

جباري

23

مريم

غفاري

24

معصومه

صالحي مرزيجراني

25

علیرضا

كارخانه

26

فاطمه

افضلي فرد

27

طيبه

لطفي

32

ريحانه

اماني

35

ياسين

فراهاني

اسامی برندگان مسابقات

 برندگان جدول مرداد ماه1392

ردیف

نام

نام خانوادگی

1

عاطفه

وردي

2

عليرضا

خان محمدي هزاوه

3

رضا

صالحي

4

عشرت

نوروزي

5

حميد

هراتي

6

محمد

نعیمی

7

حميد

اكبري

8

عليرضا

بيرامي

9

عادله

يارمحمدي

10

ميثم

غياث آبادي

11

فرشته

فيضي

12

صديقه

ربيعي

13

علی اکبر

احمدی

 

فرارسیدن 28صفر را خدمت تمامی مسلمانان تسلیت عرض می داریم

حدیث هفته

حماسه 9دی مبارکباد

 

ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی راهکارها و روش ها

ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی راهکارها و روش ها

به گفته اكثر جامعه شناسان، اقوام و مللی كه با مطالعه مانوس بوده و كتاب و كتابخوانی در میانشان رواج بیشتری داشته است، توانسته اند فرهنگی ماندگارتر و پویاتر از خود به جای بگذارند و میراث فرهنگی و گنجینه های معارف و دستاوردهای عالمان و فرهیختگان خود را به نسل های دیگر منتقل كنند.
در قرآن كریم ۳۲۲ بار ماده كتابت در ۳۷ صیغه مختلف به كار رفته است. برای مثال ۲۶۳ بار لفظ كتاب، كتب و مكتوبات در قرآن آمده است. سوره حمد را فاتحه الكتاب می خوانند و در ابتدای دومین سوره قرآن نیز لفظ كتاب به كار رفته و باز در جایی از این كتاب عظیم، خداوند متعال وصف كتابت را به خود منصوب كرده است (و كتبنا فی الارواح). علاوه بر این احادیث متعددی وجود دارد كه مبین اهمیت كتاب و كتابخوانی در سیره معصومین است، تا آن جا كه معصومین كتابخوانی و مطالعه و تفكر را در حد فریضه برای امت می دانند.
در این راستا برنامه ریزی صحیح فرهنگی علاوه بر حفظ هویت عقیدتی و قومی عاملی است كه منجر به ایستادگی در مقابل هجوم فرهنگ بی فرهنگی بیگانه شد، و به حفظ فرهنگ خودی می انجامد. یكی از مهمترین راهبردها در یك برنامه ریزی صحیح فرهنگی، رواج فرهنگ كتابخوانی و مطالعه است. رهبر انقلاب در این باره می فرماید: «این باید یك سیره و سنت در بین مردم ما بشود كه كتاب بخوانند و به بچه هایشان یاد بدهند.»
یا در جای دیگری می فرمایند: «كتابخوانی باید مثل خوردن و خوابیدن و سایر كارهای روزانه در زندگی مردم وارد شود.»
برای رسیدن به این هدف یعنی عادت به كتابخوانی و بسترسازی فرهنگی برای آن، یك برنامه ریزی صحیح و منطقی لازم است كه با ارایه راهكارها، فرهنگ كتابخوانی را در جامعه ایرانی عملی ساخته و به تداوم این فرهنگ در جامعه بینجامد.
بالطبع یكی از راه های ترویج فرهنگ كتابخوانی، مردمی كردن و تامین منابع و ایجاد انگیزه در یكایك افراد جامعه است. مهم ترین محورهایی كه در راستای تحقق این سیاست فرهنگی و نهادینه كردن فرهنگ كتابخوانی بایستی مدنظر قرار گیرد، عبارتند از: حاكمیت ارزش ها و مبانی اصیل اسلامی بر تمام فعالیت ها و برنامه ها، حمایت از نویسندگان و اهل قلم متعهد، تقویت و تعالی مبانی فكری و اعتقادی و ولایت پذیری، استفاده از توان فكری و اجرایی عموم جامعه خصوصاً شیعیان فرهیخته متعهد، مشاركت و استفاده از امكانات و مقدورات همه سازمان ها به ویژه بسیج، جمع كردن فعالیت های كتاب و كتابخوانی در یك سازمان و اجرای یك رویه واحد و جلوگیری از اقدامات ناهماهنگ و پراكنده به منظور اعمال سیاست های واحد و منسجم، تنوع و نوع آوری و جذابیت در فعالیت های كتابخوانی با رویكرد به نیازهای جوانان و نوجوانان، حمایت از ناشران و مولفان برای حمایت از تولید كتاب های مفید، ارزان قیمت و موثر، نظارت مداوم بر جریانات كتاب و كتابخوانی، استفاده از روش برنامه های تبلیغی، تشویقی، استفاده از ظرفیت های موجود در سازمان های مردمی نظیر سپاه و بسیج برای ترویج فرهنگ كتابخوانی، ایجاد، توسعه، تجهیز و اداره كتابخانه ها با استفاده از امكانات و روش های عملی برای ارتقای توانمندی فكری افراد جامعه.
راه های تبلیغ و ترویج فرهنگ كتابخوانی در جامعه
از مهم ترین عوامل برای انجام این امر، ایجاد انگیزه و احساس نیاز به كتاب و كتابخوانی و ایجاد رفتاری به نام مطالعه میان مخاطبان در جامعه است. برای ایجاد احساس نیاز و انگیزه باید از مرحله آگاهی گذر كرد. مرحله آگاهی می تواند به كمك وسایل ارتباط جمعی، بروشورها و تابلوی اعلانات و جلسات معرفی و نقد و... برای مخاطبان ایجاد شود. به طور خلاصه می توان راه های تبلیغ و گسترش فرهنگ كتابخوانی را در جامعه به صورت زیر خلاصه كرد:
۱) ایجاد مرحله آگاهی
۲) ایجاد مرحله انگیزه و علاقه به مطالعه
۳) ارایه آموزش های لازم برای مطالعه انفرادی و گروهی
۴) نگرش سنجی از وضعیت كتابخوانی در بین اقشار مختلف جامعه در گروه های مختلف سنی، جنسی، تحصیلاتی و...
۵) تشكیل كمیته های كارشناسی انتخاب كتاب به منظور سطح بندی كتب موجود و ارایه سیر مطالعاتی (معرفی منابع) در تمام سازمان های درگیر
۶) تشكیل گروه های مطالعاتی همسال در جامعه و در سازمان های مختلف
۷) تشكیل گروه های مشاوره به منظور هدایت و راهنمایی مخاطبان به صورت انفرادی یا گروهی
۸) اعمال سیاست های تشویقی (مسابقات، جوایز، هدایا، یارانه، اردو) كلاس های آموزشی و...
۹) حمایت از ناشران، مولفان و نویسندگان با ارایه تسهیلات چاپ، خرید و معرفی آثار و..
۱۰) انجام تبلیغات به منظور معرفی و شناسایی كتابخانه ها، خدمات كتابخانه ای و...
۱۱) برگزاری هفته های كتاب و معرفی بهترین های كتاب در عرصه های مختلف.
مرحله آگاهی
▪ استفاده از رسانه های جمعی
▪ استفاده از امكانات تبلیغی در داخل سازمان ها مثل تابلو اعلانات داخلی، مجلات و نشریات، كتب منتشره تابلوهای بزرگ داخل سازمان ها، فضاهای تبلیغی مثل دیوارها و... برای تشویق افراد به مطالعه و آشنایی با فواید آن.
▪ تهیه و تولید بروشورهای تبلیغاتی و توزیع آن در طول سال و در ایام مختلف در تمام سازمان ها.
چگونگی ایجاد انگیزه و علاقه به مطالعه
ارایه آموزش های لازم برای مطالعه می تواند از راه های زیر صورت گیرد:
تهیه جزوات آموزشی، برگزاری كارگاه های آموزشی، گروه های مشاوره، تشكیل گروه های مطالعه، تدوین سیاست های تشویقی و اعمال سیاست های خاص در اجرای برنامه های سازمان ها به منظور تشویق در امر مطالعه، هدایت و راهنمایی با ارایه سیر مطالعاتی و معرفی منابع، طراحی و برگزاری مسابقات مختلف متناسب با علاقه مخاطبان نظیر خلاصه نویسی، نقد و بررسی، شعر خوانی و نمایشنامه نویسی.
راه های عملی گسترش فرهنگ كتابخوانی
این راه ها را می توان به دسته های زیر تقسیم كرد:
▪ انجام یك كار تحقیقی برای مشخص كردن جایگاه این فرهنگ در سازمان (مدیران و كاركنان) و مشخص كردن نیاز افراد در گروه های مختلف.
▪ تشكیل كمیته كارشناسی انتخاب كتاب سال در اقشار و سازمان های مختلف.
▪ تهیه و توزیع كتاب مورد نیاز كتابخانه ها.
▪ ایجاد تقویت و گسترش كتابخانه ها و تامین نیازمندی های كتابخانه ها.
▪ آموزش افراد مرتبط با كتاب، كتابخانه ها و كتابداران از طریق تهیه جزوات آموزشی و برگزاری كارگاه های آموزشی متمركز كشوری و استانی.
▪ تعیین حداقل استاندارد (ابزار، امكانات، نیروی انسانی، فضا و...) برای ایجاد جذابیت وارد شدن و مطالعه در كتابخانه ها.
▪ برگزاری نمایشگاه های كتاب در ایام مختلف سال و فروش كتاب و... با قیمت مناسب.
▪ ایجاد فروشگاه های دایمی كتاب و دیگر محصولات فرهنگی.
▪ ایجاد زمینه لازم برای تشكیل انجمن كتاب و كتابخوان در اقشار و سازمان های مختلف.
▪ تعیین ساختار مناسب برای انجمن های كتاب و كتابخوانی.
▪ ارایه سیر مطالعاتی موجود در موضوعات مختلف و تامین كتب مورد نیاز در كتابخانه ها برای گروه های مختلف.
▪ معرفی نویسندگان به وسیله بروشور و...
▪ ارایه یك سیستم نظام مند برای ارایه اطلاعات كتابخانه ای به مراجعان، با استفاده از رایانه.
▪ استفاده از دیگر محصولات فرهنگی نظیر فیلم، نوار، CD و نشریات.
▪ ارسال حداقل یك نسخه از تمام كتاب های منتشر شده و همچنین دیگر محصولات فرهنگی برای هر یك از كتابخانه ها.
▪ تعامل مثبت با همه سازمان ها و استفاده از فرصت های قانونی برای تجهیز كتابخانه ها.
▪ احیای سنت وقف كتاب و امكانات مورد نیاز پژوهش و مطالعه در جامعه.
▪ مشخص كردن جایگاه والای كتابخوانی در جامعه.
▪ انتخاب كتابخانه، كتابداران و كتابخوانان برتر و اعمال سیاست های تشویقی برای آنان.
▪ اعمال سیاست های حمایتی از ناشران و مولفان برای تهیه و تولید كتاب های ارزان با كیفیت مناسب برای كتابخانه ها.
▪ ایجاد گروه های مختلف هنری، ادبی در كتابخانه ها و فراهم كردن زمینه فعالیت آن ها.
▪ اختصاص یارانه برای تامین بخشی از اقلام فرهنگی مورد نیاز جامعه.
▪ تبیین فرهنگ كتابخوانی برای مدیران و كارشناسان در تمامی ارگان ها و سازمان ها.
▪ تبیین نقش كتاب و كتابخوانی در دیگر فعالیت های سالیانه هر یك از سازمان ها.
▪ نصب تابلو اعلانات برای كتابخانه ها و اعلام تازه های نشر و معرفی بهترین مقاله، خلاصه نویسی، شعر، طرح و...
▪ تشكیل گروه های متنوع موضوعی و استفاده از امكانات اعضا برای تولیدات گروه نظیر بریده جراید و...
▪ فراهم آوردن امكانات برای حضور كتابداران كتابخانه های فعال در نمایشگاه های كتاب و ارایه تسهیلات ویژه آنان.
راه های تداوم فرهنگ كتابخوانی در جامعه
▪ نظارت مستمر بر عملكرد كتابخانه ها از طریق مراجعه مستقیم و دریافت نظریات مراجعین از طریق پرسشنامه و....
▪ انجام مطالعات میدانی در خصوص اثربخشی برنامه ها و فعالیت های اجرا شده و شناسایی موانع و مشكلات.
▪ ارزشیابی فعالیت های اجرا شده.
▪ ایجاد و تقویت فعالیت های انجمن های كتاب و كتابخوانی در میان اقشار مختلف مردم.
▪ شناسایی نقاط ضعف در سیاست ها و فعالیت های انجام شده.
▪ تعیین شاخص ها و معیارها برای عضویت افراد در انجمن های كتاب و كتابخوانی و تدوین سیاست های كلی و نظارت بر فعالیت انجمن ها در طول سال.
▪ به روز كردن منابع كتابخانه ها.
گرچه كارشناسان و خبرگان این عرصه می توانند موارد دیگری را بر این نوشته اضافه كنند ولی آنچه این دغدغه ها را پاسخ گفته و راه های پیشنهادی را عملی خواهد كرد عزم و همت مسوولان فرهنگی جامعه برای حل این معضل است.

 


 

 

منبع : روزنامه جوان


میلاد حضرت عیسی مسیح برتمامی مسیحیان مبارکباد

 

شب است و لحظه ی حرمان مریم / و طفلی خفته در دامان مریم

وجود نازنینش بکر و بی عیب / خدا می داند و وجدانِ مریم

مسیح خالق و پیغمبر صلح / گلی خوشبوی از بُستانِ مریم

همان طفلی که از روح خداوند / نهالش تنجه زد در جانِ مریم

نه دستی بهر تیمار وجودش / نه دارویی که بُد درمانِ مریم

دلش در معرض اوهام وحشی / ولی چون کوه بُد پیمانِ مریم

ندای لا تَخَف لا تَحَزنوهآ / ز سوی خالقِ سبحانِ مریم

شفا بخش دل پردرد او شد / بشد لطف خدا از آنِ مریم

بُوَد او روح «جاوید» خداوند / نبشته این چنین فرمانِ مریم

ستارگان پرفروغ درآسمان این شهر (معلم شهید حسن آندی)

 

 

 

معلم شهید حسن آندی

سرمای شدید اسفندماه 1333 همهجا را فراگرفته. مدت زیادی تا سال نو باقی نمانده بود. در شهر مقدس قم و در همسایگی حرم حضرت معصومه(س) کودکی پا به عرصه هستی نهاد. لبخندش، سردی هوا را به گرمی مبدل کرده بود؛ به پاس قدوم مبارکش، او را حسن نامیدیم.

حسن، شیرینی لحظات ناب کودکیش را در قم گذراند. پدر، کارگر سادهای بود که با زحمت فراوان، مخارج زندگی را تأمین میکرد. پنج ساله بود که به خمین آمدیم. از سرزمینی مقدس، قدم در زادگاه بزرگمردی چون خمینی کبیر(ره) نهاد. وی از هوشی سرشار برخوردار بود. از وقتی که خودش را شناخت نسبت به مسائل دینی حساس بود. در جلسات روضه­خوانی ائمه معصومین(ع) شرکت میکرد و هر روز بیشتر با اسلام و انقلاب و امام خمینی(ره) آشنا میگشت. شخصیتش تحت تأثیر فضای خانواده شکل میگرفت. چنانکه در اوان نوجوانی با مشاهده دستان تاول زده و پینه بسته پدر، درد او را حس کرده و تعطیلات تابستان را به همراه برادرش به کارگری میرفت تا کمک خرج خانواده باشد و التیام بخش دستان پدر عزیزش؛ چه زیبا بود آن هنگاهی که با لبخند به نگاه کودکانه خواهران پاسخ میداد و با دادن شکلاتی به آنها، خوشحالشان مینمود و به آرامی درآمد روزانهاش را در دستان مهربان مادر میگذاشت و میگفت: «مادرم، این هم درآمد امروز، خدا برکت بده؛ انشاءالله...»

حسن درس ایمان و دلدادگی را در کوچههای عاشقی و کلاسهای معرفت پیرمرادش حضرت امام خمینی(ره) آموخته و چنین رشید شده بود؛ در آن هنگام که بحث درباره انقلاب اوج گرفت و خمینی عزیز، عاشقان حسین(ع) را به قیامی عاشورایی فراخواند، جوانی پرجنب و جوش و پرتحرک دردبیرستان «شهید رجایی فعلی» بود که حوادث انقلاب، تحولی شگرف در وجودش ایجاد کرده بود.

سال1354 با قبولی در دانشسرای تربیت معلم شهر ری در رشته زبان انگلیسی به آموزش و پرورش پیوسته و کسوت معلمی را برگزید و در همین مرکز با تشکیل انجمنهای مختلف و برنامههایی از قبیل کوهنوردی در سازماندهی فعالیتهای دانشجویی نقش مؤثری ایفا میکرد. بدین سبب بود که مرتب به تهران میرفت و در راهپیمائیها هم حاضر میشد. بعد از جمعه خونین 17شهریور 1357، 3روز از او خبری نداشتیم. هر جا که به دنبالش گشتیم او را پیدا نکردیم، بعد از آن مطلع شدیم که در بهشت زهرا به دفن شهدا کمک میکرده است.

پس از پیروزی انقلاب و با دستور امام خمینی(ره) مبنی بر تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، هسته اولیه سپاه را در خمین با کمک دوستان تشکیل دادند و خود نیز به عضویت سپاه درآمد. همزمان در آموزش و پرورش نیز فعالیت مینمود. حسن، هر روز صبح از پایگاه سپاه، با کفشهای لاستیکی، بدون جوراب و با لباسهایی ساده، پیاده به روستای ریحان برای تدریس میرفت. وقتی دوستانش از او میپرسیدند که چرا جوراب نمیپوشی؟! در جواب میگفت: «اکثر دانشآموزانم جوراب ندارند، میخواهم که من هم مثل آنها باشم و چیزی از آنان بیشتر نداشته باشم.»

حسن، مربی آموزش نظامی در سپاه بود. درست با همان پوشش در سپاه هم حاضر میشد؛ آن زمان زمستان سردی بود و میبایست گروهی به جبهه اعزام میشدند، همه را برای آموزش نظامی به کوه بوجه هدایت نمود. همه از پوشش مناسب زمستان برخوردار بودند ولی باز هم سردشان بود؛ اما حسن با همان لباسها و بدون جوراب در برف، با استقامت وصف ناپذیری، گروه را همراهی میکرد. یکی از دوستانش، گفته بود: «چقدر هوا سرد است.» چند لحظه بعد، حسن کنارش آمد و به او گفت: «برادر، اینها که چیزی نیست باید برای سختیهای بعدی، خودت را بسازی.» گونههایش سرخ شده و حرارتی، تمام وجودش را دربرگرفته بود. چنانکه هر کس او را میدید مشتاقش میشد.

مدرسه و کلاس درس برای حسن، زمزمه محبت و عشق بود و میدان رزمش، درس استقامت و دلدادگی. او گاهی قرض محرومان را میپرداخت و وقتی از او آدرس و نامش را می­پرسیدند چون نمیخواست شناخته شود میگفت: «سپاه پاسداران، عبدالله.»

حسن به دانشآموزان مدرسه راهنمایی آیتالله کاشانی خمین و تمام دانشآموزان مدارس ایران علاقمند بود و سعی بر آشنا کردن آنها با اسلام و انقلاب داشت تا جایی که ده روز قبل از عروج خونینش در سینه خاکریز جاده اهواز خرمشهر سفارشاتش را اینچنین مینگارد: «برادرانم، برادران مهربان دانشآموزم. به خدا قسم، همیشه دلم برای شما میتپد و همیشه دغدغهی شما را دارم، که شکارچیان افکار و اخلاق، شما را طعمهی شکار خود قرار ندهند. برادرانم، نکند در دام این شکارچیان قرار گیرید. هر دامی که برای شما نهادهاند، دام را بشناسید و بر قلب شکارچی تیر خلاص بزنید. دوستان، درس خود را خوب بخوانید.

شما باید مملکت را به خودکفایی سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی برسانید. بر اسلام و ولایت فقیه تکیه کنید تا از چنگال گرگها در امان باشید.»[1]

حسن برای تقویت شورای فرماندهی سپاه زنجان به آن شهر اعزام شد، دوبار برای عزیمت به جبهه آبادان در سال1360 به همراه برادرش عباس مأموریت پیدا کرد. او از فضیلت جهاد فی سبیل الله بهرهها برده بود و هر بار که بر میگشت، میگفت: «از دیدن پدر و مادرانی که فرزندانشان در جبهه شهید شدهاند، خجالت میکشم.»

حسن به برادران سپاه میگفت: «سپاه نان دانی نیست. برادران سپاه! آگاه باشید که به خاطر مادیات وارد سپاه نشوید.» در جبهه ذوالفقاریه آبادان بود که از ناحیه دست مجروح شد و او را در بیمارستان بانک ملی تهران بستری نمودند با اینکه جراحاتش شدید بود، اصلاً به روی خود نمیآورد. فقط به فکر برگشت به جبهه بود یکی از دوستانش میگفت: «یکبار در مقر پشتیبانی او را دیدم، احساس کردم کمی ناراحت است. علت را جویا شدم. جواب نداد. فردای آن روز به گوشهای مرا فراخواند و گفت: پیراهنم را بالا بزن. این کار را انجام دادم. با تعجب دیدم که ترکش، کتفش را پاره کرده و خون آمده و خشک شده است.» این از خصوصیات حسن بود که دوست نداشت کسی از جراحتش مطلع باشد. برادرش عباس، هنگامیکه او، در بیمارستان بستری بود. به درجه رفیع شهادت رسید. حسن وقتی خبر را شنید با حسرت این بیت شعر را که همیشه بر لبش بود تکرار کرد:

همچون همه شهیـدان این است آرزویم               

اندر ره خمـینــی، راه کمــال پویم

آه، ای خدای رحمـان حـال مرا بگردان                  

از هجر میگدازم، نزدیک کن وصالم

در دومین مرحله از عملیات بیت المقدس، زمانیکه حصارهای خونین شهر آزاده در حال شکستن بود در 22 اردیبهشت 1361 جسم و روح ناآرام حسن در نخلستانهای شلمچه با اصابت ترکش دشمن، در کنار دیدهبانهای نابینا، آرپیجیزنهای بیدست و سقای تشنه، آرام گرفته و به ملکوت اعلی پیوست. و در گلزار شهداء شهرستان خمین در کنار برادر و دیگر همرزمانش به خاک سپرده شد.

بر مزار شهید این شعر نوشته شده:

شهیدان طایر عرش آشیانند

شهیدان زیر گلزار جنانند

به باغستان گلرنگ شهادت

شهیدان لالههای بیخزانند

آشنایی با نویسندگان بزرگ جهان (خواهران برونته)

خواهران برونته

سه خواهر انگلیسی بودند که کتابهایشان در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ قرن نوزدهم میلادی منتشر شد و آثارشان جزو آثار کلاسیک ادبیات جهان قرار گرفت. آنها از مفاخر ادبی بریتانیا محسوب می شوند.

شارلوت برونته (۲۱ آوریل ۱۸۱۶ - ۳۱ مارس ۱۸۵۵)،

 امیلی برونته (۳۰ ژوئیه ۱۸۱۸ - ۱۹ دسامبر ۱۸۴۸)

 آن برونته (۱۷ ژانویه ۱۸۲۰ - ۲۸ می ۱۸۴۹)

فرزندان آقای پاتریک برونته که یک پیشوای روحانی منطقه هاوورت در انگستان و خانم ماریا برانول، بودند که هر سه در شهر تورنتون در غرب یورکشایر به دنیا آمدند. آنها دارای دو خواهر دیگر نیز بودند که در کودکی از دنیا رفتند. و همچنین برادر ایشان بنام برانول نیز یک شاعر و نقاش به حساب می آمد.

زندگی

هر سه خواهر بعنوان آموزگار و همچنین معلم سرخانه به فعالیت پرداختند. در سال ۱۸۴۳ شارلوت و امیلی برای یادگیری و تقویت زبان فرانسه به بروکسل رفتند و خیلی زود پس از شنیدن خبر مرگ عمه‌شان الیزابت که بعد از مرگ مادر، عهده دار نگهداری انها بود به هاوورت بازگشتند. البته شارلوت در بین سالهای ۱۸۴۳و ۴۴ با عنوان معلم زبان انگلیسی به بروکسل بازگشت، ولی به علت تنهائی و مشقات زندگی، مجدد به خانواده اش در هاوورت یورکشایر پیوست.

آثارکتاب شعری با هزینه خود منتشر ساختند. اسامی مستعار کارر Currer برای شارلوت، الیس Ellis برای امیلی و اکتون Acton برای آن. برای اولین بار در این کتاب مورد استفاده قرار گرفت. این کتاب موفقیتی بدست نیاورد، و پس از ان خواهران رو به نوشتن رمان اوردند.

کتابهای اگنس گری Agnes Grey توسط آن و جین ایر Jane Eyre توسط شارلوت در سال ۱۸۴۷ به طبع رسیدند که در این سال جین ایر جزو پرفروشترین آثار به شمار رفت. سپس در سال ۱۸۴۸ امیلی رمان بلندی‌های بادگیر Whuthering Heights (که در ایران بنام عشق هرگز نمی‌میرد نیز انشار یافته) و آن داستان مستاجر عمارت وایلدفل The Tenant of Wildfell Hall را منتشر کردند. کتابها کمابیش به موفقیت دست یافتند. اما عمر حرفه‌ای خواهران مانند عمر خودشان بسی کوتاه بود. بعدها شارلوت شرلی Shirley را در ۱۸۴۹ و ویلت Villette را در ۱۸۵۳ منتشر ساخت

مرگ

و در سال ۱۸۴۸ در ۳۰ سالگی بعلت بیماری سل درگذشت، و آن در سال بعد بوسیلهٔ همان بیماری در ۲۹ سالگی درگذشت. شارلوت که بعد از مرگ برادرش در همان سال با پدر تنها شده بود، به نوشتن ادامه داد که قبلاً بدانها اشاره شد. او در سال ۱۸۵۴ به همسری معاون پدرش بنام آرتور نیکولز در آمد و یکسال بعد به دنبال بیماری در سن ۳۸ سالگی درگذشت.

اربعین حسینی تسلیت باد