هفته دفاع مقدس بردلیرمردان بی نشان مبارکباد

 

هفته دفاع مقدس هيچگاه از ذهن ملت محو نخواهد شد

ما جنگ طلب نبوده و نيستيم اما در فكر دفاع هستيم ، زيرا زنده و هوشياريم

ارزشهاي انقلاب ناموس همه مردم ماست و بايد غيرتمندانه

و با كمال قدرت از آن دفاع كنيم

كسانى كه در دوران دفاع مقدس ، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس

شركت مى‏كردند ، منتظران حقيقى بودند

 در دوران دفاع مقدس، آنچه كه اين ملت را نجات داد، اسلام بود.

تنها راه براى دفاع از اسلام و انقلاب، ايستادگى و مقاومت است

 

 

جلسه نقد کتاب دراراک

این چند کتاب

کتابخوانی را ازکودکی آغاز کنیم ؟

 کتابخوانی را ازکودکی آغاز کنیم ؟

               فواید مطالعه و کتابخوانی در کودکان و نوجوانان

چرا کودکان و نوجوانان باید مطالعه کنند؟
حضرت علی علیه السلام میفرماید:“هرآن کس که با کتاب آرامش یابد،راحتی وآسایش از او سلب نمی گردد.”
انسان موجودی کمال گراست وبا سکون وسکوت سازگاری ندارد. او همیشه به دنبال راهی است که یک قدم پیش گذارد و گرهای از مشکلات خود بگشاید. بنابراین او برای پیشرفت در عرصه های زندگی،احتیاج به شناخت نسبتا کاملی از خود و جامعه دارد وباید با گذشته وآینده ارتباط برقرار کند.
آیین مقدس اسلام ،فراگیری علم ودانش را عاملی برای رشد،پویایی و تعالی جامعه برشمرده است.از پیامبر عظیم الشان اسلام نیز روایت شده است: “هرکس در جستجوی دنیاست،باید دانش فرا گیرد و هرکس به آخرت دل بسته است،باید از علم بهره گیردو هرکس دنیا وآخرت هردو را میخواهد، باز هم گریزی از دانش آموزی ندارد.”ودر جای دیگر میفرماید:“اگر روزی بر من بگذرد که در آن روز به علم ودانش من افزوده نشود،آنروز ، روز مبارکی نیست.”
با کتابخوب است که انسان شناخته می شود،رشد می کندوبرای حرکت آماده می شود.
● عادت به مطالعه و تاثیر آن در کودکی ونوجوانی پایدار است.
بسیاری از دانشمندان وروانشناسان معتقدند که اساس وزیربنای شخصیت انسان در سالهای اول زندگی پایه گذاری می شود و آموخته های این دوران،تاثیر عمیقی بر آینده ی زندگی فرد دارد.بنابراین اگر مطالب خواندنی مفید و سازنده در اختیار کودکان و نوجوانان قرار گیردو آنها از همان سنین کودکی به مطالعه عادت کنند،راه و رسم زندگی را خواهند آموخت و تحت تاثیر داستانها و کتابهای آموزنده،به رشد و تعالی خواهند رسید ودر آینده نیز برای حل مشکلات خود از کتاب کمک خواهند گرفت.حضرت علی(ع) می فرمایند:“بهترین چیزی که نوجوانان باید یاد بگیرند سلسله کارهایی است که به هنگام بزرگسالی به آن نیازمند خواهند بود.”
آدمی برای داشتن یک زندگی سعادتمند،نیازمند بینش وآگاهی است و آموخته های دوران کودکی و نوجوانی،مقدمه ای برای زندگی فرد است.کودکان راه زندگی سعادتمندانه فردا را امروز باید بیاموزند و در این مسیر،کتابخوانی، چون چراغی فراراه آنهاست.
مطالعه ،راهی برای تقویت روحیه دینی کودکان و نوجوانان است.
گاهی والدین به دلیل ناآگاهی و درک نادرستی که از مسائل دینی و مذهبی دارند،نمی توانند راهنمای خوبی برای کودکان و نوجوانان باشند.بنابر این ممکن است در آموزش این گونه مسائل دچار اشتباه شوند یا هرگز فرصت مناسبی برای آموزش این مسائل نیابند.مطالعه کتابهای دینی به کودک و نوجوان کمک می کند تا به درک صحیحی از این مسائل دست یابد و پیش از آن که دیر شود به رشد و شکوفایی برسد.البته انتخاب کتابهای مناسب و چگونگی مطالعه و برداشت کودک از مطالب آنها از حساسیت خاصی برخوردار است و به راهنمایی افراد آگاه نیاز دارد.
مطالعه ی صحیح زمینه ساز تفکر و خلاقیت کودکان و نوجوانان است
خواندن کتابها و داستانهای مختلف موجب شکل گیری ارزشهای گوناگون در ذهن کودک می شود،حساسیت اورا رشد می دهد و احترام به دیگران در او شکل می گیرد.رضایتی که کودک از مطالعه به دست می آورد او را متکی به خود بار خواهد آورد.سؤالاتی که بر اثر مطالعه برای کودک مطرح می شود و مقایسه هایی که او بین مسائل مختلف می کند، در مجموع موجب می شود که او فردی خلاق بار بیاید.
با بهره گیری از تخیل که ضرورت اساسی خلاقیت است دنیایی بزرگ و پهناور در مقابل چشمان کودک گشوده می شود و او قادر است آزادانه خیال پردازی کند.کودک در این شرایط هرگز خود را محدود ومحبوس در حصار واقعیتها و امور مشهود نمی بیند.
مطالعه باعث پیشرفت تحصیلی است.
مطالعه غیر درسی،باعث بالا رفتن سطح فکر و فعال شدن ذهن کودکان و نوجوانان است.وقتی سطح فکر دانش آموزی بالا رفت و ذهن او فعال شد،امکان فراگیری درسهای مدرسه برایش بهتر فراهم می شود.یعنی ذهن او آمادگی بیشتری را برای یادگیری ریاضی،ادبیات،تاریخ و… خواهد داشت و این مطلبی است که تجربه آن را بارها ثابت کرده است.
دانش آموزی که همگام با مطالعه درسی،به طور جدی به مطالعه کتابهای غیر درسی نیز می پردازد،بدین وسیله:
▪ دارای سطح فکرو اندیشهای وسیع می شود.
▪ ذهنش برای فراگیری فعالتر می شود.
▪ گنجینهی لغاتش کاملتر می شود.
▪ افقهای جدیدی پیش رویش باز می گردد.
▪ آمادگیش برای یادگیری درسهای مدرسه بیشتر میشود.
▪ به صورت جدیدتر وقویتر در راه کسب علم گام برمی دارد.
کتابخوانی راهی برای شناخت الگوهاست.
کودکان و نوجوانان برای موفقیت در زندگی،به الگوهای رفتاری نیازمندند.وجود حس همانند سازی در کودکان و نوجوانان و نیاز آنها به الگوهای رفتاری،ایجاب می کند که به الگوهای شایسته ای دسترسی داشته باشند تا بدین وسیله شخصیت و رفتار خود را تشکیل دهند.الگوهایی که به وسیله ی کتاب معرفی می شوند،نقش مهمی را در شکل دادن به شخصیت کودکان و نوجوانان ایفا می کنند.به لحاظ تاثیری که الگوهای برجسته ی اخلاقی در شخصیت نوجوانان و جوانان دارد،مطالعه ی زندگینامه ی بزرگان و مشاهیر و فرزانگان میتواند بسیار مؤثر واقع شود.
آیا عادت به مطالعه امری اکتسابی است؟
عده ای از والدین و مربیان تصور می کنند که عادت به مطالعه امری ذاتی و خصلتی است که تنها بعضی از افراد به دلیل کنجکاوی،علاقه و…به آن روی می آورند و دیگران نمی توانند اهل مطالعه باشند و شاید به همین دلیل،هیچ گونه تلاشی برای ایجاد عادت به مطالعه در فرزندان خود انجام نمی دهند.
پژوهشهای اخیر در زمینه ی تعلیم و تربیت ثابت کرده است که عادت به مطالعه یک امر اکتسابی است.یعنی همان طور که یک کودک،خواندن و نوشتن را یاد می گیرد،می تواند مطالعه را هم بیاموزد.پس باید روش مطالعه را به او آموخت و او را به خواندن عادت داد.


مشاهیر ادبیات جهان 2

 

آنتون چخوف

 
 
 

 
 
 
 
 
 
 

آنتون پاولوویچ چخوف


 

زادروز

۲۹ ژانویه، ۱۸۶۰
تاگانروک جنوب روسیه.

درگذشت

۱۵ ژوئیه، ۱۹۰۴
چشمه آب معدنی بادِن‌وایلر در آلمان

آرامگاه

گورستان صومعهٔ نووو-دویچی، مسکو

ملیت

روسی

پیشه

پزشک

سال‌های فعالیت

۱۹۰۴ - ۱۸۸۰

سبک

امپرسیونیسم

همسر

اولگا کنیپر

والدین

پاول یگوروویچ
یوگنیا یاکاولونا ماروزاوا

 

 

آنتون پاولوویچ چِخوف (به روسی: Анто́н Па́влович Че́хов)‏ ‏ (۲۹ ژانویه ۱۸۶۰ - ۱۵ ژوئیه ۱۹۰۴) داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس برجستهٔ روس است.[۱] هر چند چخوف زندگی کوتاهی داشت و همین زندگی کوتاه همراه با بیماری بود اما بیش از ۷۰۰ اثر ادبی آفرید.[۲] او را مهم‌ترین داستان کوتاه‌نویس برمی‌شمارند و در زمینهٔ نمایش‌نامه‌نویسی نیز آثار برجسته‌ای از خود به جا گذاشته‌است و وی را پس از شکسپیر بزرگترین نمایش نامه نویس میدانند. چخوف در چهل و چهار سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت.

 چخف در ۲۹ ژانویه[۳]۱۸۶۰ در شهر تاگانروک، در جنوب روسیه، شمال قفقاز، در ساحل دریای آزوف به دنیا آمد. پدربزرگ پدری‌اش در مِلک کُنت چرتکف، مالک استان وارنشسکایا، سرف بود.[۴] او توانست آزادی خود و خانوادهٍ خود را بخرد. پدرش مغازهٔ خواربار فروشی داشت. او مرد مذهبی خشنی بود و فرزندان‌اش را تنبیه بدنی می‌کرد. روزهای یک‌شنبه پسران‌انش (او ۵ پسر داشت که آنتوان دومین آن‌ها بود.) را مجبور می‌کرد به کلیسا بروند و در گروه همسرایانی که خودش تشکیل داده بود آواز بخوانند. اگر اندکی ابراز نارضایتی می‌کردند آن‌ها را با چوب تنبه می‌کرد.[۵] همچنین آن‌ها را در ساعاتی طولانی، حتا در زمستان‌های سرد، در مغازه‌اش به کار می‌گرفت. آنتوان در ۱۸۶۷ در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه‌ٔ دینی یونانی آغاز کرد اما دو سال بعد در کلاس اول مدرسهٔ عادی به تحصیل خود ادامه داد. پدر چخوف شیفتهٔ موسیقی بود و همین شیفتگی او را از داد و ستد باز داشت و به ورشکستگی کشاند[۴]
 

و او در سال ۱۸۷۶ از ترس طلب‌کارانش به همراه خانواده به مسکو رفت و آنتوان تنها در تاگانروک باقی‌ماند تا تحصیلات دبیرستانی‌اش را به پایان ببرد. او در سال‌های پایانی تحصیلات متوسطه‌اش در تاگانروک به تآتر می‌رفت و نخستین نمایش‌نامه‌ٔ خود را به نام بی‌پدری[۶] و بعد کمدی آواز مرغ بی‌دلیل نبود[۷] را نوشت. او در همین سال‌ها مجلهٔ غیررسمی و دست‌نویس الکن را منتشر می‌کرد که توسط برادران‌اش به مسکو هم برده می‌شد. برادر بزرگ‌اش، آلکساندر پاولویچ چخوف در سال ۱۸۷۶ به دانشگاه مسکو رفت بود و در رشتهٔ علوم طبیعی دانشکدهٔ ریاضی-فیزیک مشغول تحصیل بود و در روزنامه‌های فکاهی مسکو و پتربورگ داستان می‌نوشت.[۸] آنتوان نیز در ۱۸۷۹ تحصیلات ابتدایی را تمام کرد و به مسکو رفت و در رشتهٔ پزشکی در دانشگاه مسکو مشغول تحصیل شد.

آغاز نویسندگی

چخوف در نیمهٔ سال ۱۸۸۰ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ پزشکی در دانشگاه مسکو آغاز کرد. در همین سال نخستین مطلب او چاپ شد برای همین این سال را مبدا تاریخی آغاز نویسندگی چخوف برمی‌شمارند. جخوف در نامه‌ای به فیودور باتیوشکوف[۹] می‌نویسد:«نخستین تکهٔ ناچیزم در ۱۰ تا ۱۵ سطر در نشریهٔ «دارگون فلای» در ماه مارس یا آوریل ۱۸۸۰ درج شد. اگر آدم بخواهد مدارا کند و این نوشتهٔ ناچیز را آغازی به‌حساب بیاورد، بنابر این سالگرد (بیست و پنج‌سال نویسندگی) من زودتر از ۱۹۰۵ فرا نخواهد رسید.»[۱۰] آن‌چه چخوف به آن اشاره می‌کند درواقع داستان کوتاهی است به نام «نامهٔ ستپان ولادیمیریچ اِن، مالک اهل دُن، به همسایهٔ دانشمندش، دکتر فریدریخ» که در مجلهٔ سنجاقک شمارهٔ ۱۰ منتشر شد. او در سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۴ علاوه برآموختن پزشکی در دانشگاه مسکو با نام‌های مستعاری مانند: آنتوشا چخونته، آدم کبدگندیده، برادر برادرم، روور، اولیس... به نوستن بی‌وقفهٔ داستان و طنز در مجله‌های فکاهی مشغول بود و از درآمد حاصل از آن زندگی مادر، خواهر و برادران‌اش را تامین می‌کرد. او در ۱۸۸۴ به عنوان پزشک فارغ‌التحصیل شد و در شهر واسکرسنسک، نزدیک مسکو، به طبابت پرداخت. اولین مجموعه داستان‌اش با نام قصه‌های ملپامن در همین سال منتشر شد و اولین نقدها دربارهٔ او نوشته شد. در دسامبر همین سال هنگامی که چخوف ۲۴ ساله بود اولین خلط‌های خونی که نشان از بیماری مهلک سل داشت مشاهده شد.

فعالیت حرفه‌ای

چخوف بعد از پایان تحصیلات‌اش در رشتهٔ پزشکی به طور حرفه‌ای به داستان‌نویسی و نمایش‌نامه‌نویسی روی آورد. در ۱۸۸۵ همکاری خود را با روزنامهٔ پتربورگ آغاز کرد. در سپتامبر قرار بود نمایش‌نامهٔ او به نام در جادهٔ بزرگ به روی صحنه برود که کمیتهٔ سانسور از اجرای آن جلوگیری کرد.[۱۱] مجموعهٔ داستان‌های گل‌باقالی او در ژانویه سال بعد منتشر شد. در فوریه همین سال (۱۸۸۶) با آ. سووُربن سردبیر روزنامه عصر جدید آشنا شد و داستان‌های، مراسم تدفین، دشمن،... در این روزنامه با نام اصلی چخوف منتشر شد. بیماری سل‌اش شدت گرفت و او در آوریل ۱۸۸۷ به تاگانروک و کوه‌های مقدس رفت و در تابستان در باپکینا اقامت گزید در اوت همین سال مجموعهٔ در گرگ‌ومیش منتشر شد و در اکتبر نمایش‌نامهٔ بلندش با نام ایوانف در تآتر کورش مسکو به روی صحنه رفت که استقبال خوبی از آن نشد.

مرگ

 چخوف در ۱۶ ژوئن ۱۹۰۴به همراه همسرش اولگا کنیپر برای معالجه به آلمان استراحت‌گاه بادن ویلر رفت. در این استراحت‌گاه حال او بهتر می‌شود اما این بهبودی زیاد طول نمی‌کشد و روز به روز حال او وخیم‌تر می‌شود. اولگا کنیپر در خاطرات خود شرح دقیقی از روزها و آخرین ساعات زندگی چخوف نوشته‌است. ساعت ۱۱ شب حال چخوف وخیم می‌شود و اولگا پزشک معالج او، دکتر شورر، را خبر می‌کند. اولگا در خاطرات‌اش می‌نویسد:«دکتر او را آرام کرد. سرنگی برداشت و کامفور تزریق کرد. و بعد دستور شامپاین داد. آنتوان یک گیلاس پر برداشت. مزه‌مزه کرد و لبخندی به من زد و گفت «خیلی وقت است شامپاین نخورده‌ام.»[۱۲] آن را لاجرعه سرکشید. به آرامی به طرف چپ دراز کشید و من فقط توانستم به سویش بدوم و رویش خم شوم و صدایش کنم. اما او دیگر نفس نمی‌کشید. مانند کودکی آرام به خواب رفته بود.» و این ساعات اولیه روز ۱۵ ژوئیه [۱۳]۱۹۰۴ بود.

تشییع جنازه

قبر چخوف در گورستان صومعهٔ نووو-دویچی در مسکو

تشییع جنازهٔ چخوف یک هفته پس از مرگ او در مسکو برگزار شد. ماکسیم گورکی که در این مراسم حضور داشت بعدها به دقت جریان برگزاری مراسم را توصیف کرد. جمعیت زیادی در مراسم خاکسپاری حضور داشتند و تعداد مشایعت کنندگان به حدی بود که عبور و مرور در خیابان‌های مسکو مختل شد. علاوه بر نویسندگان و روشنفکران زیادی که در مراسم حضور داشتند حضور مردم عادی نیز چشم‌گیر بود.[۱۴] سرانجام در گورستان صومعهٔ نووو-دویچی در شهر مسکو به خاک سپرده شد.

آثــــــــــــــــــار

داستان کوتاه

چخوف نخستین مجموعه داستان‌اش را دو سال پس از دریافت درجهٔ دکترای پزشکی به چاپ رساند. سال بعد انتشار مجموعه داستان «هنگام شام» جایزه پوشکین را که فرهنگستان روسیه اهدا می‌کرد، برایش به ارمغان آورد. چخوف بیش از هفتصد داستان کوتاه نوشته‌است. در داستان‌های او معمولاً رویدادها از خلال وجدان یکی از آدم‌های داستان، که کمابیش با زندگی خانوادگی «معمول» بیگانه‌است، تعریف می‌شود. چخوف با خودداری از شرح و بسط داستان مفهوم طرح را نیز در داستان‌نویسی تغییر داد. او در داستان‌های‌اش به جای ارائهٔ تغییر سعی می‌کند به نمایش زندگی بپردازد. در عین حال، در داستان‌های موفق او رویدادهای تراژیک جزئی از زندگی روزانهٔ آدم‌های داستان او را تشکیل می‌دهند. تسلط چخوف به نمایشنامه باعث افزایش توانائی وی در خلق دیالوگهای زیبا و جذاب شده بود. او را «مهم‌ترین داستان کوتاه‌نویس همهٔ اعصار»[۴] نامیده‌اند.

چند داستان کوتاه

نمایش‌نامه

نخستین نمایش‌نامهٔ چخوف بی پدری است که چندان شناخته شده نیست و پس از آن ایوانف.یکی دو نمایش‌نامهٔ بعدی چخوف هم چندان موفق از کار در نیامد تا اینکه با اجرای نمایش «مرغ دریایی» در ۱۸۹۷ در سالن تئاتر هنری مسکو چخوف طعم نخستین موفقیت بزرگ‌اش را در زمینهٔ نمایش‌نامه‌نویسی چشید. همین نمایش‌نامه دو سال قبل از آن در سالن تئاتر الکساندریسکی در سنت پترزبورگ با چنان عدم استقبالی روبه‌رو شده بود که چخوف در میانهٔ دومین شب نمایش آن، سالن را ترک کرده بود و قسم خورده بود دیگر هرگز برای تئاتر چیزی ننویسد. اما همان نمایش‌نامه در دست بازیگران چیره‌دست تئاتر هنر مسکو، چخوف را به مرکز توجه همهٔ منتقدان و هنردوستان تبدیل کرد. بعدها با وجود اختلافاتی که میان چخوف و کنستانتین استانیسلاوسکی - کارگردان نمایش‌نامه‌های وی - پیش آمد آثار دیگری از چخوف - همچون «دایی وانیا» (۱۸۹۹)، «سه خواهر» (۱۹۰۱) و... نیز بر همان صحنه به اجرا در آمد. عمدهٔ اختلاف چخوف و استانیسلاوسکی بر سر نحوهٔ اجرای نمایش‌نامهٔ «باغ آلبالو» بود. چخوف اصرار داشت که نمایش‌نامه کاملاً کمدی است و استانیسلاوسکی مایل بود بر جنبهٔ تراژیک نمایش‌نامه تاکید کند. چخوف نه فقط به ناتورالیسم افراطی استانیسلاوسکی می‌تازد، بلکه همچنین حال و هوای افسرده و غم‌انگیزی را که فکر می‌کرد به نمایشنامه‌اش تحمیل شده‌است، زیر سؤال می‌برد. در آوریل 1904، چخوف، در نامه‌ای به همسرش الگا می‌نویسد: «چرا دائماً در پوسترها و روزنامه‌ها، نمایشنامة مرا درام می‌نامید؟ نمیروویچ دانچنکو و استانیسلاوسکی، در نمایشنامه من چیزی پیدا کرده‌اند که مطلقاً به آنچه من نوشته‌ام شباهتی ندارد، و من شرط می‌بندم که هیچ‌کدام از آنها، برای یک‌بار هم که شده، نمایشنامه مرا با شیفتگی، تا به آخر نخوانده‌است. مرا ببخش، اما به شما اطمینان می‌دهم که این عین حقیقت است.» [۱۵]

نمایش‌نامه‌ها

سبک‌شناسی

مشخصات کلی آثار داستانی چخوف را می‌توان در این محورها خلاصه کرد.

  • خلق داستان‌های کوتاه بدون پیرنگ
  • ایجاز و خلاصه گویی در نوشتن
  • خلق پایان‌های شگفت انگیز برای داستانها با الهام از آثار «گی دوموپاسان» (نشان افتخار)
  • خلق پایان «هیچ» برای داستان با الهام از آثار «ویکتور شکلوفسکی» (منتقم)
  • بهره گیری از جنبه‌های شاعرانه و نمادین در آثار که از ابداعات خود چخوف در دورهٔ نویسندگیش بود.
  • نگاه رئالیستی به جهان و قهرمان‌های داستان برخلاف نگاه فرمالیستی رایج آنزمان
  • استفاده از مقدمه‌ای کوتاه برای ورود به دنیای داستان (امتحان نهایی)
  • استفاده از تصویرپردازی‌های ملهم از طبیعت و شرح آن برای پس زمینهٔ تصویری داستان (شکارچی)[۱۶]

موضوع و تم آثار

فرصت‌های ازدست رفته زندگی

  • آدمهایی که حرف همدیگر را نمی‌فهمند
  • حمله به ارزشهای غلط اما رایج اجتماع
  • تضاد طبقاتی
  • عدم مقاومت در مقابل شر و مهار خشم (تحت تاثیر آثار لئو تولستوی)
  • ماهیت خوار کننده فحشا[۱۷]

خلاصه کتاب فال خون

اندکی درباره رمان فال خون اثر داوود غفارزداگان

فال خون

 

«پشت سر را نگاه می‌کرد. پاهایش می‌لرزید و می‌دید مرگ، این جا سرسام‌آور است...».این کلمات، اوّلین بنای متنی داستان بلند «فال خون» است از غفارزادگان. وی، نامی آشناست در پهنه داستان‌نویسی معاصر ما؛ برای همین، فال خون، همان زبان و نثر شیوا و شسته‌رفته غفارزادگان را داراست.کتاب، به شیوه سوم شخص آغاز شده و تا به پایان، همین زاویه دید حفظ می‌شود. داستان، در فضای جنگ، قوام می‌گیرد و در عین حال، به دور از جنگ. تعلیق شدید در داستان، باعث می‌شود که آن را تا به صفحه 103، یک نفس و سر شوق خواند. داستان، در حقیقت، دو شخصیت بیشتر ندارد: یک سرباز و یک ستوان. در صفحات آخرین داستان است که شخصیتی سوم و متلاطم، مثل یک انگشت خارجی که همه چیز را بر هم می‌زند، به داستان، پای می‌گذارد و داستان، با مرگ هر سه شخصیت، پایان می‌یابد.سرباز و ستوان، برای گِرا دادن و دیده‌بانی، به بالای یک کوه رفته‌اند؛ کوهی که ظاهراً از جنگ و خشونت‌های آن، بسیار دور است، فقط گاهی صداهای گُنگی از جنگ، به گوش می‌رسد. سرباز و ستوان، کاری ندارند جز گرا دادن به توپ‌خانه خودی؛ امّا چنین کاری نمی‌کنند....شاید داستان بلند فال خون»، یک تجربه متفاوت در ژانر جنگ باشد. نگاه متفاوت نویسنده به جنگ و شخصیت‌های عجیبش، باعث برداشت‌های متفاوتی از داستان بلندی این چنین شود.البته دوربین، بیشتر محدود شده به سرباز؛ سربازی که انگار هنوز در اوان کودکی است. در ابتدای «فال خون»، شاهد تولّد شخصیت‌ها هستیم. البته سرباز، به راستی متولّد می‌شود و در کنار طبیعت، به ظاهر بکر کوه و محیط اطراف و در کَنَف شخصیتی ستوان و در گذر زمان درونی رمان، بزرگ می‌شود؛ امّا همه چیز، با یک فال تغییر می‌کند. فال، فال خون است برای سرباز. با آن که ستوان و سرباز، نسبت به فال بی‌تفاوت‌اند، امّا در آخرین پایه‌های رمان، درمی‌یابیم که آن فال، از کتاب مقدّس چینی، مقدّر سرباز بوده. و این، شاید بن‌مایه فال خون باشد؛ بن‌مایه‌ای بنا شده بر این فرضِ هندویی که سرنوشت انسان‌ها، از قبل رقم خورده است.آتش روی کوه، دوری و جدایی، این است سرنوشت مسافر. دو مرد در جستجوی سرپناه، در زیر شاخ و برگ درختی بزرگ. آتش اردوگاه مهاجران، در دوردست‌ها پیداست... .و در آخر فال خون می‌فهمیم که انگار نویسنده آن فال، نویسنده داستانی بوده به نام فال خون و از داوود غفارزادگان، فقط اسمی هست روی کتاب. شاید هم نویسنده فال خون، آن طالعگوی چینی بوده و غفارزادگان، مترجمی مسلّط به زبان چینی و فارسی....و در نهایت، فال خون، داستان بلندی است در خورِ خوانده شدن چندین و چند باره....کتاب "فال خون" که برای هفتمین بار تجدید چاپ شده ،داستان یک سرباز عراقی و مافوقش است که برای دیده بانی و شناسایی اجساد به ارتفاعات غرب ایران به نام هور اعزام می شوند. این سرباز در طول خدمتش در هراس دائمی از مرگ به سر می برد. در منطقه هور ماجراهای مختلفی با روایت های  غفارزادگان بر آنها می گذرد.

رمان "فال خون" نوشته داوود غفارزادگان با محوریت دفاع مقدس توسط انتشارات سوره مهر به چاپ هفتم رسیده است. این رمان پیش از این به زبان های خارجی ترجمه و در کشورهای آمریکا و ترکیه منتشر شده است.

کتاب "فال خون" که برای هفتمین بار تجدید چاپ شده ،داستان یک سرباز عراقی و مافوقش است که برای دیده بانی و شناسایی اجساد به ارتفاعات غرب ایران به نام هور اعزام می شوند. این سرباز در طول خدمتش در هراس دائمی از مرگ به سر می برد. در منطقه هور ماجراهای مختلفی با روایت های  غفارزادگان بر آنها می گذرد.

غفارزادگان "فال خون" را در سال 74 نوشته و محمدرضا قانون پرور استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تگزاس امریکا این رمان را با عنوان "fortune told in blood" ترجمه کرده که در امریکا منتشر شده است.

داوود غفارزادگان

این کتاب در جشنواره ربع قرن دفاع مقدس مورد تقدیر قرار گرفت.از غفارزادگان تاکنون رمان های شب ایوب و سنگ‌اندازان غار کبود توسط سوره مهر منتشر شده است.

چاپ هفتم "فال خون" تولید مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری است که در 72 صفحه، قطع رقعی منتشر شده است.

معرفی داوود غفارزادگان:

او در سال 1338 در اردبیل متولد گردید. تحصیلاتش را در همان جا تمام کرد و به کار معلمی پرداخت.

بیش از دو دهه داستان هایی با موضوعات متنوع و برای مخاطبان متنوع نوشته است. جایزه 20 سال ادبیات داستانی(بزرگسالان) به خاطر اثر ارزشمندش ما سه نفر هستیم به او تعلق گرفت. وی یکی از موثرترین نویسندگان در عرصه ادبیات کودک و نوجوان است.نشان طلایی از جشنواره بزرگ برگزیدگان ادبیات کودک و نوجوان (انجمن نویسندگان کودک و نوجوان)به عنوان یکی از بهترین داستان نویسان دو دهه از جوایز دیگر اوست.

فرآوری: مهسا رضایی

بخش ادبیات تبیان

چه خدای مهربونی داریم

باتمام وجود گناه کرديم .....

نه نعمتهايش را گرفت و نه گناهانمان را فاش کرد.....

اگراطاعتش کنيم چه ميکند!!




جلسه نقد کتاب 4

 

درمـورخه ۱۸/۶/۱۳۹۲جلسه نـقد کتـاب داستان* فال خون*

      نـوشته :داود غــفارزادگــــان در جلسه کانون ادبــــی کتابخانه مـــرحوم

     عـلامـــه میـرجعــفــری(ره) درروشنبــه بــــا حضـورمنـتقــدین واعضاء

      استـاد راهـنما ســــرکـــارخانــــم سمیرا شفیعی بـــــرگــزارگــردید ُ

       کــه مــدت زمــا ن ایــن جـلسه 45/۲دقـیـقه  به طـــــــــول انـجــامیـد

خلاصه جلسه نقدی بر کتاب فال خون

فضای داستان از زبان دانای کل(سوم شخص) بیان می شود  و با در نظر گرفتن یک چشم سوم ، تمام مسیر و زیر و بم های اتفاقات به چالش کشیده می شود.نویسنده با تصویر سازی مرگ در ذهن یک سرباز،مخاطب را تا ماورای نبودن پیش میبرد و درگیریهای وجود شخص در همراهی با بالاست خود که یک ستوان ارتش است را بخوبی مجسم می کند...

بزرگترین دغدغه ذهنی شخص اول که همان مرگ است بصورت تاریک ترین و وحشتناکترین جریان پیش روی سرباز میباشد.

در این داستان تصویرسازی های فضای کودکی که مهمترین بستر به جریان درآمدن اتفاقات است به گونه ای بیان شده که مخاطب به راحتی می تواند سختی و سردی و حتی صداهای شنیده و یا سکوت حاکم بر صحنه ای که نویسنده از چشم سرباز می بیند را د ذهن مخاطب جلوه گر کند(تصویرسازی نویسنده از اتفاقات خیلی عالی است).این از توانایی های قلمی یک نویسنده خوب است.در جایی احساسات ناشی از لمس یک جنازه خیس را توصیف کرده و حالت ترس و دلهره  و تحمل بوی تعفن که قطعا هر کسی در واقعیت با دیدن چنین صحنه ای دچار آن می شود با حرفه ای ترین شیوه بیان نموده است.این تنها نمونه کوچکی از مرتب سازی واژه ها به گونه ای است که شنونده و  خواننده راچون  اسیری به بطن اتفاقات می کشاند و تا انتهای داستان با خود می برد.در کل این داستان نمونه ها بسیاری از این دست توصیفات تکان دهنده وجود دارد.

نمونه دیگری از تاکتیک های نویسندگی در این داستان را میتوان به این گونه گفت که با وجود دانای کل و اینکه قصه از زبان سوم شخص مطرح می شود ولی نویسنده با بیان احتمالات به خواننده این فرصت را می دهد که گاهی خود برای بعضی اتفاقات تصمیم گیری کند و نویسنده نظر خود را بصورت مطلق در بطن داستان نگنجانده است.

متن از پرداخت خوب داستانی برخوردار است. انتخاب شخصیت به عنوان دیده بان  ناظر بر جنگ، سکوت و

آرامش محیط برای کنکاش های درونی ، استفاده از توصیفات درونی همسو با محیط ، بیان سرگشتگی و ملال که حتی در عشایر مهاجر نیز مشهود است و استفاده از نماد و توصیف از طبیعتی که با ذهنیت شخصیت هماهنگ شده است، از نکات قابل توجه به شمار می آید. به این تشبیه هماهنگ با محیط و ذهنیت شخصیتت توجه کنید .
« صدای قل قل آب قوری در داخل سنگر مثل حبابهای سمی مرداب می ترکید»(ص65) زمان درگیری ستوان

«دوربین کشید به طرف جادهای که با ماشین آورده شده بود. پر پیچ و خم. و دشت همچنان تیرگی مرگ اندود را داشت....دوربین را گذاشت روی سنگ. مثل یک شی ء ترسناک.... »(ص31)

«صدای زنگوله رمه ها رامی شنید. مردانی سیاهپوش ،سر در گریبان آرام پیش می خزیدند.»(ص30)

اما نثر گاه دچار شاعرانگی  بی دلیلی می شود که با حال و هوای شخصیت هماهنگ نیست ؛ مانند:

«محبت از چشم های ستوان می تراوید و بخار همراه با بوی ادویه از غذا بر می خاست»(ص36) که می توانست به جای متراوید و برمی خاست از کلمات داستانی تر سود جوید.

و نثر محاوره ای نوشتاری که در دیالوگ ها  یکدست نیست مانند«  بس کن دیگه » (ص44) « مگه تو آدم نیستی -- « مگه کم آدم کشتی»(ص74) « آره ، تو. اگه نمی زدمش الان اینجا نبودی.»(ص73)و این در حالی است که نویسنده سعی کرده هم در متن و هم در دیالوگ از نثر نوشتاری سود جوید. ولی گویا گه گاه اشتباهاتی رخ داده است.و نثر نوشتاری و محاوره ای کلماتی چون " اگه، مگه ،دیگه " در کنار افعال کامل نوشتاری گنجانده شده است.

با تمام این اوصاف " فال خون " کتابی در خور توجه است ،چراکه با وجود قصه سر راست به هستی شناسی انسان توجه می کند و چیستی و کیستی او را زیر سوال می برد


 

جواب سوالات مسابقه کتابخوان حرفه ای : کتاب جوان و آرامش

 

جواب سوالات مسابقه کتابخوان حرفه ای : کتاب جوان و آرامش

در واقع اصل شادكامي چيزي جز .... نيست؟ 

ج - قناعت

2 - علت ناآرامي و تشويش خاطر بسياري از مردم را بايد در چه چيزي جستجو كرد؟ 

ج - طرز فکر آنها

3 - بر احوال آنكس ببايد گريست      كه دخلش بود نوزده،خرج بيست    حكايت از چه چيزي دارد؟

ب - بی نظمی در دخل وخرج    

4 - طبق آيه ي 21 سوره روم هدف از ازدواج چيست؟ 

الف - آرامش افراد

5 - وقتي فرزند نمي تواند توقعات والدين را برآورده سازد......

الف - کرامت و شخصیت را از دست میدهد و به توانایی های خود شک می کند

6 - صبر و ايمان چه ارتباطي با هم دارند؟

الف - متقابل با هم

7 - ريشه ي قدرت روحي طبق فرمايش حضرت اميرالمومنين چيست؟ 

ج - توکل برخدا

8 - حاصل بدبيني چيست؟ 

الف - خودخوری، انزوا، نگرانی

9 - از منظر نويسنده كتاب، فرمايش اميرالمومنين كه فرمودند سخن آدمي حاكي از درجه قدرت روحي اوست 

،به چه چيزي اشاره دارد؟

ب - اضطراب

10 - در تحليل روانشناسان چه چيزي سبب تسكين اضطراب دروني ميشود؟

د - حرف زدن با دوست عاقل

فرق بين اضطراب و ترس چيست ؟ 

الف - اضطراب واکنش ترس به یک عامل ناشناخته است

12- روانشناسان چه راه حلي براي رهايي از حسرت گذشته و بيم آينده مطرح كرده اند؟ 

الف - واقعه بینی

13 در روايات از چه عاملي بعنوان سپر و سلاح در برابر اضطراب و نگراني ياد شده است؟

د - دعا

14- امام علي عليه السلام مي فرمايند: حرص مركب.... است

ب - رنج و زحمت

15- اضطراب چند نوع است و اقسام آن كدام است؟

ج - 2نوع.واقع گرایانه/رنجوری

16كدام يك از ريشه هاي اضطراب نيست؟

    ج - تعادل در ترشح غدد 

17 راز آرامش امام خميني (رحمه الله عليه) چه بود؟ 

ج - تقوا و ایمان

۱۸-  طبق فرمايش امام صادق عليه السلام كدام سه چيز است كه اگر انسان به ياد داشته باشد 

همواره آماده پذيرش رويدادها و حوادث است؟ 

ب - فنای دنیا، دگرگونی حالات و آفات ناگهانی، بلایای بی امان

19طبق فرمايش امام رضا عليه السلام تفريح و لذات مشروع همانند چه چيزي معرفي شده است؟ 

د - مددکار انسان

20 طبق فرمايش حضرت اميرالمومنين عليه السلام ريشه ي قدرت روحي چيست؟ 

ج - توکل برخدا

21 فرق بين اضطراب و ترس چيست ؟ 

الف - اضطراب واکنش ترس به یک عامل ناشناخته است

22 علت ناآرامي و تشويش خاطر بسياري از مردم را بايد در چه چيزي جستجو كرد؟ 

ج - طرز فکر آنها

23 امام علي عليه السلام چه چيزي را سبب فاسد شدن اخلاق ميداند؟ 

الف - مضیغه زندگی

از منظر نويسنده كتاب، فرمايش اميرالمومنين كه فرمودند سخن آدمي حاكي از درجه قدرت روحي اوست

 ،به چه چيزي اشاره دارد؟

ب - اضطراب

25 از منظر نويسنده بسياري از نابساماني هاي انسان ناشي از چه چيزي است؟ 

ج - تربیت نادرست در دوران کودکی

26 اشتغال به كار و فعاليت،مانع از......

ج - نگرانی وافسردگی می شود    

27- تغافل به معناي... است .

د - گزینه ب و ج

28در كدام سوره ذكر شده است كه اهل بيت پيامبر بدون هيچ گونه چشم داشتي غذاي 

خودرابه فقير و اسير و مسكين بخشيدند؟

 ب - انسان       

29- از منظر مولق چگونه عقده دروني گشوده مي شود و هيجان تخليه ميگردد؟ 

د - اعتراف یادآوری قصورها

30سلامت تن و روان بستگي زيادي به چه چيزي دارد؟

این چند کتاب

مسابقه سخن حق:  با گفتن نام سوره و شماره آیه جایزه بگیرید

ای پیامبر ، به همسران و دخترانت و زن های مؤمنان بگو
 
روســـریها و چـــــــادرهای خـــــود را بر خــــویش بیفکنند
 
( که گــــردن و سینه و بــــازوان و ساق ها پوشیده شود)
 
    این (کار) نزدیکتر است به آنکه (به حجاب و عفت) شناخته
 
شـــــــوند تـا مـورد تعـرض و آزار (فـــاجران) قرار نگیرند و
 
  تا مـــــورد تعــــرض و آزار (فـــــاجــــران) قــــرار نگیرند و
  
 خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.

شغل شناسی (قاضی)

شغل قضاوت (قاضی)

تعریف عملیاتی شغل

قضاوت:

رسیدگی به مرافعات مدنی و کفری و صدور حکم . این واژه فارسی است که به قاعده سخت و تراش و الحاق از لغت عربی ساخته شده است و صحیح است در فارسی ( نه در سیاق جملات عربی ) یکی از ارکان اصلی قضاوت ، قاضی است . کلمه قاضی به احتمال قوی از لغت پهلوی کادیک kadic ساخته شده است قضاء فصل خصومت است و قاضی اسم فاعل آن است شروط تصدی قضاء سنگین است و کاری بس دشوار است سهل گرفتن آن تساهل در دین است . عمل قاضی فصل خصومت و دعاوی طرفین با استفاده از قانون می باشد قانون لغتی است سریانی که به معنی خط کش بوده است droitcanne که قوانین وضع شده توسط کلیسا بود مبتنی بر همان لغت قانون سریانی بوده است . قانون عبارت است از قاعده ای حقوقی که مراجع قانونگذاری تصویب کنند عرف هم از همان مراجع است قانون در معنی اعم شامل تصویب نامه ، آیین نامه ها است .

 تاریخچه شغل :

قدیمی ترین قانون نوشته شده شناخته شده تا سال 1947 میلادی قانون حمودابی پادشاه معروف بود که از سال 1792 تا 1750 ق.م سلطنت می کرد اما سازمان قاضی القضات در جهان اسلام و جدایی قوه قضائیه در چه زمانی بوده است ؟

 در روزگار پیامبر گرامی اسلام (ص) ولایت و منصب دادرسی   the office of kadi  به هیچ رو از دیگر وظیفه ها و        جدا و رها نبود پیامبر سه قوه قانونگذاری legislative قضاییjudiciary و اجراییexecutive  را در دست داشت و برای نمونه با تن خویش به دادرسی می پرداخت پایه گذار دین نوین به گونه ای همگانی و درست تازنده بود هیچ گاه سرپرستی دادرسی را به کسی وانگذاشت تنها هنگامی که حضرت علی (ع) و معاذبی جبل به دستور پیامبر برای فرمانداری راهی بخش های گوناگون سرزمین یمن شوند رهنمودهایی برای دادرسی دریافت داشتند بدین گونه دادرسی در دست پیامبر (ص) بود و گاهی به نمایندگی از ایشان انجام می گرفت . آن دسته از یاران پیامبر که در روزگار او به دادرسی می پرداختند نام و عنوان قاضی دادرس kadic,judge پیدا نکرد .

بدین سان پیامبر (ص)خود به بیان و تبلیغ  حقوق اسلام (شریعت) می پرداخت و در همان هنگام به دادرس دست           کسی را به هیچ سرزمین ویژه ای برای دادرسی میان مسلمانان گسیل نداشت . خلیفه نخست خود در برابرقران مجید و سنت پیامبر (ص) رای می داد و اگر حکم قضیه را در این دو منبع نمی یافت از یاران پیامبر می پرسید که آیا می دانند پیامبر در این باره چگونه دادرسی می کرد ؟ اگر پاسخ منفی می بود ابوبکر سران و بزرگان مردم را گرد می آورد و با آنان در پیرامون موضوعی که می خواست به دادرسی پردازد را    می کرد .

خلیفه دوم برای نخستین بار در کنار استانداران و فرمانداران قاضیانی را به هم به دادرسی استانها گماشت منصب قاضی یعنی دادرس ثابت و مستقل با گماشته شدن مسلمان بن ربیعه ی باهلی به دادرسی کوفه در روزگار خلیفه دوم پایدار گردید بدین گونه مسلمانان باهلی نخستین کسی است که به نام قاضی در تاریخ اسلام شناخته شده است .

مطالعات تاریخ حقوق نشان می دهدکه قوانین سازمان قضایی و آیین دادرسی از قوانینی قانونی هستند که بشر برای تنظیم روابط خود وضع نموده است قوانین موجدحق از جمله قوانین اولیه اند بر طبق موجد حق حدود و حقوق و امتیازات افراد شناخته شد مدتها از وضع آن گذشت آنگاه نیاز به قوانین مربوط به سازمان قضایی و آیین دادرسی پیدا شد زیرا وقتی که حقوق شناخته شده افراد مورد تجاوز قرار گرفت و هر صاحب حق می بایست برای حفظ حقوق قانونی خویش قدرت و توانایی شخصی را با کاربرد قبایل و طوایف در مقام معارضه و مجادله برای اثبات و اجرای حق افراد هم گروه خود بر آمدند و به زور متوسل شوند و بی نظمی ها را موجب گردیدند که سلاطین و فرمانروایان که بقای سلطنت و فرمانروایی خود را در رفع اختلافات و برقراری نظم می دیدند و از اعمال زور نتیجه ای می گرفتند افرادی را منصوب کردند تا به شکایات متظلمین رسیدگی نمایند . سازمان قضایی در     تاریخ ایران را به دوران قبل از اسلام ، دوران اسلام، دوران معاصر تقسیم می شود .

 مدارک تحصیلی و دوره های ضروری برای شغل قضاوت :

برای متصدی امر قضاوت نخست متقاضی باید تحصیلات دانشگاهی خود را در یکی از رشته های حقوق ، فقه و مبانی حقوق و حداقل تا مقطع کارشناسی به پایان رسانده و یا دروس حوزی خود را سپری نموده و حداقل مدرکی معادل کارشناسی را دریافت نموده باشد.

 پس از دریافت مدرک با اعلام قوه قضائیه برای جذب قاضی باید در آزمون مربوطه شرکت نماید آزمون شامل دروس اختصاصی از قبیل قوانین جزائی و حقوقی و .... عمومی از قبیل فارسی،عربی، زبان انگلیسی و... .می باشد حداقل نمره برای کسب قبولی در آزمون تا قبل از سال 84 ، کسب معادل 12 بوده که در سال 84 کسب معدل 16 تعدیل یافت به اعلام قبولی از طرف قوه قضائیه مرحله بعد مرحله گزینش عمومی می باشد یعنی داوطلب برای انجام مصاحبه عمومی دعوت می شود در ای مصاحبه سوالات عقیدتی و عمومی طرح گردیده که با کسب امتیاز لازم توسط داوطلب پرونده وی برای انجام تحقیقات و گزینش ارسال می گردد و پس از انجام تحقیقات لازم و اعلام داشتن صلاحیت توسط هسته گزینش داوطلب جهت انجام مصاحبه اختصاصی یعنی دروس اختصاصی که اصطلاحا به آن اختیار گفته می شود دعوت می گردد اگر متقاضی در این مرحله حائز نمــره قبولی گردید وارد مرحله کارآموزی می گردد و باید برای     بر مسند قضاوت 2سال کارآموزی را سپری نماید هرچند از شروع مرحله کارآموزی بعنوان قاضی باید به قضایی حداقل منصوب شده و از مزایای آن بهره مند می گردد .

 خصوصیات جسمانی و روانی و توانایی ذهنی و استعداد لازم برای شغل مورد نظر

برای کسب مقام قضاوت خصوصیات جسمانی داوطلب مطرح نمی باشد اما یک قاضی باید از توانایی ذهنی و روحی بسیار بالایی برخوردار باشد زیرا یک قاضی که دارای شرایط روحی مساعد نباشد  صالح به کسب این مقام نمی باشد علاوه بر دارا بودن روحیه ای محکم و قوی باید دارای استعداد و قدرت استدلال بالایی داشته یا بتواند با انطباق مدارک ابرازی از سوی طرفین و انطباق آن بر قوانین موضوعه حکم صدور صادر نماید .

 نمونه ای از وظایف و مسئولیت

در دادگستری ایران وظایف هر قاضی با توجه به تخصصی شدن محاکم مختلف است.

در محاکم جزایی وظیفه دادستانی تعقیب و کشف جرم و اجرای مجازات می باشد که این امر توسط دادستان و یا نمایده دادستان که به دادیار ، بازپرس و یا معاون دادستان تقسیم می شوند انجام می شود با کشف جرم و انجام تحقیقات مکفی و اثبات آن دادستان اصطلاحا اعلام جرم نموده ه. با صدور قرار مجرمیت آن را برای صدور حکم به دادگاه کیفری ارسال می نماید و دادگاههای حقوقی قضاوت ضمن رسیدگی مبادرت به صدور حکم می نماید و به دادگاه و رئیس دادگاه تقسیم می شوند و تفاوت آن با دادگاههای کیفری این است که در دادگاههای جزایی دادیار و بازپرس صلاحیت صدور حکم را ندارد اما در دادگاههای حقوقی دادرس و رئیس دادگاه صلاحیت صدور حکم را دارند و دادگاه خانواده که به امور مربوط به خانواده رسیدگی می نمایند و در این دادگاه قبل از صدور حکم ابتدا خانواده باید با قاضی بنام قاضی مشاور جهت حل و فصل دعوی دعوت می شوند و اگر دعوی زن و شوهر حل و فصل نگردید نتیجه برای صدور حکم به دادگاه ارسال می گردد و اما در هر شهر نظارت بر دادگستری بر عهده ریاست دادگستری بر عهده ریاست دادگستری می باشد که وظیفه رئیس دادگستری نظارت بر امور اداری دادگستری می باشد و به هیچ وجه حق مداخله در امور سایر قضات و تصمیم گیری های آنان را ندارد .

 روابط انسانی حاکم بر محیط کار :

در محیط کار هر قاضی مستقل بوده و در تصمیم گیریها استقلال کامل دارند و ریاست و ارجعیت فقط در امور اداری می باشد هر قاضی بعد از صدور حکم نیز حق تغییر آن را ندارد مگر با اعتراض طرفین که قاضی مکلف است آن را به مرجع بالاتر ارسال نماید که عبارتند از دادگاه تجدید نظر استان ، دیوانعالی کشور و .........

 حتی تغییر مکان یک قاضی نیز طبق قوانین میسر نیست مگر با رضایت خود قاضی زیرا ممکن است که قاضی در حال رسیدگی پرونده ای باشد و برای اینکه نظر متفاوت به او تحمیل شود شعبه او را تغییر دهند قاضی را مستقل می نامند از لحاظ روابط انسانی محدودیتهایی برایشان وجود دارد از جمله اینکه در مکانهایی خاص نمی توانند رفت و آمد نمایند و هیچ شغلی به جز تدریس دانشگاه یا کشاورزی نمی تواند انتخاب نمایند .

 منـــابع :

مبسوط در ترمینولورسی حقوق               محمدجعفر جعفری لنگرودی

آیین دادرس مدنی                                    سید جلال مدنی

مشاهیر ادبیات جهان 1

 

ویلیام شکسپیر


نمايشنامه نويس انگليسي (1564- 1616 )


در اوایل قرن شانزدهم میلادی در دهکده ای نزدیک شهر «استرتفورد» در ایالت واریک انگلستان، زارعی به نام ریچارد شکسپیر زندگی می کرد. یکی از پسران او «جان» در حدود سال 1551 در شهر استرتفورد به شغل پوست فروشی مشغول شد و «ماری آردن» دختر یک کشاورز ثروتمند را به همسری برگزید. ماری در 26 آوریل 1564 پسری به دنیا آورد و نامش را «ویلیام» گذاشت. این کودک به تدریج پسری فعال ، شوخ و شیطان شد ، به مدرسه رفت و زبان لاتین و یونانی را فرا گرفت. ولی به علت کسادی شغل پدرش ناچار شد برای امرار معاش، مدرسه را ترک کند و شغلی برای خود برگزیند. برخی می گویند كه او ابتدا شاگرد يك قصاب شد و چون از دوران نوجوانی دلبستگی شديدي به ادبیات داشت، در موقع کشتن گوساله خطابه می سرود و شعر می گفت.
در سال 1582 موقعی که هجده ساله بود، دلباخته دختری بیست و پنج ساله به نام «آن هثوی» از دهکده مجاور شد و با یکدیگر عروسی کردند و به زودی صاحب سه فرزند شدند. از آن زمان، زندگی پر حادثه شکسپیر آغاز شد و به قدری تحت تأثیر هنرپیشگان و هنر نمایی آنان قرار گرفت که تنها به لندن رفت تا موفقیت بیشتری کسب کند و بعداً بتواند زندگی مرفه تری برای خانواده خود فراهم نماید.
پس از ورود به لندن، به سراغ تماشاخانه های مختلف رفت و در آنجا به حفاظت از اسبهای مشتریان مشغول شد، ولی کم کم به درون تماشاخانه راه یافت و به تصحیح نمایشنامه های ناتمام پرداخت و کمی بعد روی صحنه تئاتر آمد و به ایفاي نقش پرداخت. بعداً وظایف دیگر پشت صحنه را به عهده گرفت. این تجارب گرانبها برای او بسیار مورد استفاده واقع شد و چنان با مهارت کارهایش را پیگیری کرد که حسادت هم قطاران را برانگیخت.
در آن دوره هنرپیشگی و نمایشنامه نویسی حرفه ای محترم و محبوب تلقی نمی شد و طبقه متوسط که تحت تأثیر تلقینات مذهبی قرار داشتند ، آن را مخالف شئون خویش می دانستند. تنها طبقه اعیان و طبقات فقیر بودند که به نمایش و تماشاخانه علاقه نشان می دادند. در آن زمان بود که شکسپیر قطعات منظومی سرود که باعث شهرت او شد و در سال 1594 دو نمایش کمدی در حضور ملکه الیزابت اول در قصر گوینویچ بازی کرد و در 1597 اولین کمدی خود را به نام «تقلای بی فایده عشق» در حضور ملکه نمایش داد و از آن به بعد، نمایشنامه های او مرتباً تحت حمایت ملکه به صحنه تئاتر می آمد.
الیزابت در سال 1603 زندگی را بدرود گفت، ولی تغییر خاندان سلطنتی باعث تغییر رویه ای نسبت به شکسپیر نشد . جیمز اول به شکسپیر و بازیگرانش اجازه رسمی برای نمایش اعطا کرد . نمایشنامه های او در تماشاخانه «گلوب» که در ساحل جنوبی رود تیمز قرار داشت ، بازی می شد. بهترین نمایشنامه های شکسپیر درهمین تماشاخانه گلوب به اجرا درآمد. هرشب شمار زیادی از زنان و مردان آن روزگار به این تماشاخانه می آمدند تا شاهد اجرای آثار شکسپیر توسط گروه پر آوازه «لرد چیمبرلین» باشند. اهتزاز پرچمی بر بام این تماشاخانه نشان آن بود که تا لحظاتی دیگر اجرای نمایش آغاز خواهد شد . در تمام این سالها خود شکسپیر با تلاشی خستگی ناپذیر - چه در مقام نویسنده و چه به عنوان بازیگر- کار می کرد . این گروه، علاوه بر آثار شکسپیر، نمایشنامه هایی از سایر نویسندگان و از جمله آثار «کریستوفر مارلو» و نویسنده نو پای دیگر به نام «جن جانسن» را نیز به اجرا در می آورند ، اما آثار «ویلیام شکسپیر» بیشترین تعداد تماشاگران را به آن تماشاخانه می کشید.
شکسپیر بزودی موفقیت مادی و معنوی به دست آورد و سرانجام در مالکیت تماشاخانه سهیم شد. این تماشاخانه در سال 1613 در ضمن بازی نمایشنامه «هانری هشتم» سوخت و سال بعد، دوباره افتتاح شد ، که آن زمان دیگر شکسپیر حضور نداشت ، چون با ثروت سرشار خود به شهر خویش برگشته بود. شکسپیر در سال 1610 یعنی در 46 سالگی دست از کار کشید و به استرتفورد بازگشت، تا در آنجا از هیاهوی زندگی در شهر لندن دور باشد. چرا که حالا دیگر کم و بیش آنچه را که در همه آن سالها در جستجویش بود، به دست آورده بود. نمایشنامه هایی که در این دوره از زندگی اش نوشت، عبارتند از« زمستان» و «توفان» که اولین بار در سال 1611 به اجرا در آمدند.
در آوریل سال 1616 شکسپیر چشم از جهان بست و گنجینه بی نظیر ادبی خود را برای هموطنان خود و تمام مردم دنیا بجا گذاشت . آرمگاه او در کلیسای شهر استرتفورد قرار دارد و خانه مسکونی او با وضع اولیه خود همیشه زیارتگاه علاقمندان به ادبیات بوده و هر سال در آن شهر جشنی به یاد این مرد بزرگ برپا می گردد.

مجموعه آثار
با توجه به تعداد نمایشنامه هایی که هر ساله از شکسپیر به روي صحنه می رفت، می توان این طور نتیجه گرفت که او آنها را بسیار سریع می نوشته است. مثلا گفته شده او فقط دو هفته وقت صرف نوشتن نمایشنامه «زنان سر خوش وینزر» (که در سال 1601 اجرا شد) کرده است . شکسپیر بیشتر نمایشنامه هایش را در اتاق کوچکی در انتهای ساختمان تماشاخانه نوشته است. به احتمال زیاد، شکل فشرده ای از نمایشنامه را - از طرح داستان گرفته تا شخصیتها و سایر عناصر نمایشی- با شتاب به روی کاغذ می آورده... بعد آن را کمی می پرورانده و در پایان، زمانی که بازیگرها خود را با نقشهای نمایشی انطباق می دادند ، شکل نهایی آن را تنظیم می کرده است.
طرحهای شکسپیر اغلب چیز تازه ای نیستند. در حقیقت او این قصه را از خود خلق نمی کرده، بلکه آنها را از منابع مختلفی مثل تاریخ، افسانه های قدیمی و غیره بر می گرفته است. یکی از منابع آثار شکسپیر کتابی به نام «شرح وقایع انگلستان، اسکاتلند و ایرلند» اثر «هالینشد» بوده است. شکسپیر قصه های بسیاری از نمایشنامه هاي خود از جمله «هانری پنجم»، «ریچارد سوم» و «لیر شاه» را از همین کتاب گرفت.
 از دیگر آثاری که از نمایشنامه های شکسپیر به جا مانده است، می توان به : هملت، شب دوازدهم، اتللو، هانری چهارم، هانری پنجم، هانری ششم، تاجر ونیزی، ریچارد دوم، آنطور که تو بخواهی، رومئو و ژولیت، مکبث، توفان، تلاش بی ثمر عشق ... اشاره کرد.
نمایشنامه رومئو و ژولیت در پنج پرده و بیست و سه صحنه تنظیم شده و اگر نمایشنامه تیتوس اندرونیکوس را به حساب نیاوریم ؛ اولین نمایشنامه غم انگیز شکسپیر محسوب می شود. تاریخ قطعی تحریر آن معلوم نیست و بین سالهای 1591 و 1595 نوشته شده، ولی سبک تحریر و نوع مطالب و قراین دیگر نشان می دهد ، که قاعدتاً بایستی مربوط به سال 1595 باشد.
هملت بزرگ ترین نمایشنامه تمامی اعصار است. هملت بر تارک ادبیات نمایشی جهان خوش می درخشد و دارای نقاط اوج، جلوه ها و لحظات بسیار کمیک است. می توان بارها و بارها سطری از آن را خواند و هر بار به کشفی تازه نایل شد. می توان تا دنیا ، دنیاست آن را به روی صحنه آورد و باز به عمق اسرار آن نرسید. اين نمايشنامه، انسان را در خود گم می کند، گاه به بن بست می رسد، گاه لحظاتی سرشار از خوشی و لذت می آفریند و گاه انسان را به اعماق نومیدی می کشاند. بازی در این نقش، انسان را با تمام ذهن و روحش درگیر خود می کند و او را در خود فرو می برد.
 

مهم‌ترین آثار

اشعار غنایی شکسپیر نیز از شاهکارهای شعر و ادبیات انگلیسی است. از آن جمله می‌توان به منظومه‌های زیر اشاره کرد:

مسابقات فرهنگی دهه کرامت

فرارسیدن دهه کرامت

 

آغازدهه کرامت وتولد حضرت فاطمه معصومه (س) وروز دختران باایمان مبارک باد

لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:

آن حضرت در روايتى فرمود:

«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.»

«هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.»

اين لقب، كه از سوى امام معصوم به اين بانوى بزرگوار داده شده، گوياى جايگاه والاى ايشان است.

امام رضا(ع) در روايتى ديگر مى فرمايد:

هركس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را در رى يا خواهرم را در «قم» زيارت كند كه ثواب زيارت مرا در مى يابد.

لقب ديگر حضرت معصومه(س) «كريمه اهل بيت» است. اين لقب نيز بر اساس رؤياى صادقانه يكى از بزرگان، از سوى اهل بيت به اين بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى اين رؤياى صادقانه بدين شرح است :

مرحوم آيت اللّه سيّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آيت اللّه سيد شهاب الدين مرعشى (ره) بسيار علاقه مند بود كه محل قبر شريف حضرت صدّيقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پايان رساندن ختم و توسّل بسيار، استراحت كرد. در عالم رؤيا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و يا امام صادق (ع) مشرّف شد.

امام به ايشان فرمودند:

«عَلَيْكَ بِكَرِيمَةِ اَهْل ِ الْبَْيت ِ.»

يعنى به دامان كريمه اهل بيت چنگ بزن .

ايشان به گمان اينكه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض كرد: «قربانت گردم، من اين ختم قرآن را براى دانستن محل دقيق قبر شريف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زيارتش مشرّف شوم.»امام فرمود: «منظور من، قبر شريف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود:«به دليل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شريف حضرت زهرا(س) پنهان بماند; از اين رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شريف حضرت زهرا(س) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.»مرحوم مرعشى نجفى هنگامى كه از خواب برخاست، تصميم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زيارت حضرت معصومه (س) رهسپار ايران شود. وى بى درنگ آماده سفر شدو همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زيارت كريمه اهل بيت ترك كرد.

این چند کتاب

منابع مسابقات فرهنگی آنلاین شهریور92

نام کتاب:  تفسير سوره احزاب
نویسنده: محسن قرائتي
ناشر: مركز فرهنگي درسهايي از قرآن
تعدا

نام کتاب:  حكومت حكمت (حكومت در نهج البلاغه)
نویسنده: مصطفي دلشاد تهراني
ناشر: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

نام کتاب:  سايه شوم:خاطرات يك نجات يافته از بهائيت
نویسنده: مهناز رئوفي
ناشر: كيهان

نام کتاب:  وهابيت: مباني فكري و كارنامه عملي
نویسنده: جعفر سبحاني
ناشر: امام صادق

نام کتاب:  جهان اسلام از ديدگاه امام خميني
نویسنده: امام خميني
ناشر: عروج
نام کتاب:  گناه شناسي
نویسنده: محسن قرائتي
ناشر: ستاد اقامه نماز
نام کتاب:  از به
نویسنده: رضا امير خاني
ناشر: قدياني
نام کتاب:  اصول عقائد اسلامي عدل
نویسنده: محسن قرائتي
ناشر: مركز فرهنگي درسهايي از قرآن
نام کتاب:  مناظرات تاريخي امام رضا(عليه السلام)
نویسنده: ناصر مكارم شيرازي
ناشر: امام علي بن ابي طالب عليه السلام
نام کتاب:  مطلع مهر
نویسنده: اميرحسين بانكي فرد
ناشر: حديث راه عشق

نام کتاب:  با من به بوسني مي آيي؟
نویسنده: كارين كوستر،اديتادو گاليچ
ناشر: سوره مهر
نام کتاب:  همه چيز درباره جنگ
نویسنده: مرتضي سرهنگي
ناشر: سوره مهر
نام کتاب:  فال خون
نویسنده: داوود غفار زادگان
ناشر: سوره مهر

نام کتاب:  ققنوس فاتح
نویسنده: گلعلي بابايي
ناشر: نشر شاهد

نام کتاب:  تاريخ ناگفته و پنهان آمريكا
نویسنده: عدنان اكنار
ناشر: هلال

نام کتاب:  جاهليت مدرن
نویسنده: اسماعيل شفيعي سروستاني
ناشر: نشر موعود عصر

نام کتاب:  جوان و آرامش
نویسنده: محمد سبحاني نيا
ناشر: بوستان كتاب قم

نام کتاب:  مردي در تبعيد ابدي
نویسنده: نادر ابراهيمي
ناشر: نشر روز بهان

نام کتاب:  نسيم مهر (ج2)
نویسنده: حسين دهنوي
ناشر: خادم الرضا

نام کتاب:  تفسير سوره عنكبوت
نویسنده: محسن قرائتي
ناشر: مركز فرهنگي درسهايي از قرآن

نام کتاب:  حاج آقا مجتبي
نویسنده: حاج آقا مجتبي تهراني
ناشر: موسسه پژوهشي فرهنگي مصابيح الهدي
نام کتاب:  اصول عقائد اسلامي امامت
نویسنده: محسن قرائتي
ناشر: مركز فرهنگي درسهايي از قرآن
 
نام کتاب:  مشكلات جنسى جوانان
نویسنده: ناصر مكارم شيرازي
ناشر: امام علي بن ابي طالب عليه السلام
 

‌شباهت های ورزش و مطالعه

 

‌شباهت های ورزش و مطالعه

 

 اساساً، ورزش و مطالعه از چند جهت به هم شبیه هستند. البته وجود این شباهت‌ها کاملاً طبیعی است، چرا که ورزش زمینه ساز «سلامت جسمی» و مطالعه زمینه ساز «سلامت فکری» است. هرگاه این دو در کنار یکدیگر قرا گیرند، شرایط لازم برای ایجاد سلامت «روح و روان» آدمی مهیا می‌شود. در نهایت جامعه ای که در آن ورزش و مطالعه فراگیر شده باشد، می‌تواند به سوی سلامت و سعادت گام بر دارد.

برای تشریح پیوند میان این دو مقوله مهم اجتماعی و فرهنگی می‌توان فهرستی از شباهت‌های آن‌ها را در 20 بند برشمرد:

 1. ورزش و مطالعه هر دو برای انسان مفیدند و برای گسترش هر دو به بهانه های مختلف تبلیغ می شود. هیچ کس نیز در سودمندی این دو تردید ندارد، اما متاسفانه هنوز کم نیستند کسانی که در برنامه روزانه خود نه فرصتی به ورزش اختصاص می دهند و نه فرصتی به مطالعه.

 2. همیشه برای ورزش نکردن و کتاب نخواندن بهانه وجود دارد. اما این بهانه‌های به ظاهر موجه فقط انسان را از مزایای این دو محروم می‌کنند.

 3. معمولاً شروع ورزش و شروع مطالعه، برای کسانی که به انجام آن عادت ندارند، دشوار است. اما پس از مدتی تبدیل به فعالیتی لذت بخش می شود. با این حال چه بسیارند کسانی که در آرزوی روزی طلایی هستند که حال و حوصله لازم برای پرداختن به این دو را پیدا کنند. در حالی که آن روز همین امروز است!

 4. ورزش و مطالعه هر دو مهارتند که با تمرین و ممارست در آن‌ها پیشرفت می‌کنیم. بدون تمرین در ورزش و بدون استمرار در مطالعه انجام آن‌ها دشوار و سخت است.

 ادامه دارد........

 

    نوشته شده توسط زینب خزایی پول  

 

انعکاس

<<انعـــــــــکاس>>

سلام دوست عزیز ومهربانم چند سالی است که باهم برسریک سفره نان می خوریم با تمام تفاوتها واختلافات درکنارهم به آرامش زندگی می کنیم توبامحتوا وبادانش وسودمندی ولیکن من ..نمی دانم خدا عالم است

ولی دریک وجه نقطه مشرک داریم آن هم هردو غریب هستیم  توبین ماانسانها ومادربین مدیران ومسئولین کسی نیست آن طور که شایسته است تورا ارج نهد ومارا کسی نیست دل بسوزاند وسر بزند ودردمان را بپرسد و....

همان طور که چند سال یک بار بعضی از شما کتابها را ورق می زنند ما کتابداران را نیز سالی یک بار آن هم درمراسم هفته کتاب ارج می نهند اما چه ارجی !!!!

من چند سالی است که درکتابخانه کارمی کنم ولی یک بار هم نشد کسی از کمبودهای من از من سوال کند .اما اگر صحبت ایراد وبازخواست باشد سیل انتقادها از هرکس وازهرکجا ازطریق اتوماسیون به ماعرضه می دارند فبلا نامه بود کمی طبیعی تر شاید بوی دستان رواسا را می شد بوکرد اما حالاکه دیکر نه خودشان را می بینیم ونه بوی دستان مبارکشان را ....

این چند کتاب

ضرورت و اهميت كتاب خواني براي كودكان آي قصه قصه...

 

ضرورت و اهميت كتاب خواني براي كودكان آي قصه قصه...

لذت شنيدن قصه ها و مطالب خوب، كم تر از لذت خواندن آن ها نيست! اين مسئله به ويژه براي كودكان پيش دبستاني از اهميتي ويژه برخوردار است. زيرا قصه خواني براي آنان، زمينه هاي علاقه مند شدن آن ها به كتاب خواني را فراهم مي سازد.
    به همين سبب، در اين جا نگاهي گذرا بر اهميت و فايده هاي خواندن كتاب به ويژه پيش از خواب، براي كودكان داريم:
    - خواندن قصه و حكايت از روي كتاب براي كودكان، آنان را از همان دوران كودكي به خواندن كتاب ترغيب مي كند.
    - خواندن كتاب با صداي بلند براي بچه ها، زمينه هاي موفقيت بيش تر آنان را در مدرسه ايجاد مي كند.
    - اين كار، كم كم كودكان را برمي انگيزاند كه خودشان كتاب بخوانند.
    - كتاب خواني، پايه هاي دانش و آگاهي را از كودكي براي بچه ها بنيان مي گذارد.
    - خواندن كتاب با صداي بلند، اعتماد به نفس را در وجود كودكان پرورش داده و به آنان جرات و توان ابراز وجود و طرح نظرات خويش را مي دهد.
    - اين كار، به رشد و تصحيح قدرت گويايي بچه ها مدد مي رساند.
    - گوش دادن و لب خواني كودك به هنگام قصه گويي بزرگسالان براي آنان، سبب مي شود كه آن ها تنهايي وگوشه گيري را فراموش كرده و دقت بيشتري پيدا كنند.
    - قصه ها، جنبه هاي تخيلي و مهارتي انديشه و رفتار كودكان را تقويت مي كنند.
    - كتاب خواني براي بچه ها، تمريني براي كسب مهارت هاي اجتماعي، تعامل و گفت وگو با ديگران و نيز تمرين و تجربه اي براي خوب گوش دادن به شمار مي رود.
    - قصه خواني، گنجينه هاي واژگاني كودكان را پربار كرده و آنان را براي خواندن و نوشتن بهتر آماده مي سازد.
    - گوش دادن به قصه براي كودك تمريني براي گفت وگو و احترام گذاشتن به ديگران نيز تلقي مي شود.
    - هرگاه به هنگام قصه خواني و قصه گويي، بدون تكيه بر قصه كتاب، كودك را به مشاركت در ادامه دادن به قصه ترغيب كنيم، تعبيرها، اشاره ها، شخصيت پردازي ها و استفاده از واژه هايي كه او براي بيان مقصود خود برمي گزيند، سبب تقويت تخيل و نيروي ابتكار در وجود كودك مي شود.
    - فضاي ايجاد شده به هنگام قصه خواني، حس امنيت، دوستي و لذت دانستن و فهميدن را در كودك به وجود آورده يا تقويت مي كند.
    البته بايد توجه داشت كه گزينش قصه خوب و مناسب با توجه به سن كودكان هم از اهميت ويژه اي برخوردار است.
    براي بچه هاي پيش دبستاني، قصه هاي كوتاهي درباره حيوانات و كودكان و يا قصه هاي فكاهي و خنده دار، مناسب است.
    كودكان شش تا ده ساله معمولاً به افسانه ها و شخصيت هاي عجيب و غريب يا متفاوت و غيرمعمول، علاقه نشان مي دهند.
    كودكان ده تا دوازده ساله هم قصه هاي واقعي و قصه هايي را كه داراي شخصيت هاي مثبت و برجسته و پويا هستند دوست مي دارند.
    براي بچه هاي بزرگ تر مي توان قصه هاي دنباله دار را در نشست هاي گوناگون بيان كرد، اما براي كوچك ترها حتماً بايد از قصه هاي كوتاه بهره گرفت تا خسته نشوند و به خوبي بتوانند پيام قصه را دريابند.
    بنابراين ضرورت و اهميت دارد كه پدران، مادران و مربيان كودكان براي علاقه مند كردن آنان به مطالعه و نيز به منظور رشد و پرورش فكري و تقويت مهارت هاي زندگي، قصه گويي و كتاب خواني براي بچه ها را يكي از اولويت هاي كاري خود بدانند و از اين امكان آسان و در عين حال با اهميت، بيشتر بهره بگيرند.
چند راه کار برای ایجاد عادت به مطالعه در کودکان 
      

کودک و مطالعه
  
علم و دانایی از جاذبه هایی می باشند که انسان را حتی در کودکی به سوی خود می کشاند و آشنا کردن کودکان با دنیای کتاب و کتابخوانی یکی از اصول آموزشی و تربیتی است که منجر به رشد فکری و روحی آنان می شود.
  
در عصر حاضر بیشترین زمان کودکان با فعالیت های بعد از مدرسه، تکالیف مدرسه و ... پر می شود این در حالی است که تلویزیون و بازی های کامپیوتری نیز زمان زیادی از کودکان را پر می کند اما این دلیل بر عدم توجه به مطالعه و اهمیت آن نباید باشد و ما باید سعی کنیم ادبیات را برای کودک سرگرم کننده و جذاب کنیم.
  
اهمیت عادت به مطالعه در کودکان به این سبب است که ممکن است داشتن یا نداشتن عادت به مطالعه، مسیر زندگی کودکان را عوض کند و تأثیر مثبت یا منفی بر زندگی آنها بگذارد.
  
همچنین مطالعه یکی از راه های تقویت روحیه دینی کودکان و نوجوانان است.
  
در این مقاله ما ابتدا به این مطلب که با هر کودک در سنین متفاوت چطور رفتار کنیم و سپس به برخی دلایل عدم گسترش یافتن کتاب خوانی و عواملی که در کیفیت و کمیت مطالعه موثرند می پردازیم و در آخر با ارائه چند راه کار برای ایجاد عادت به مطالعه در کودکان به مطلب خود پایان می بخشیم که برخی از آنها عبارتند از:
  
1- موقع خواب برای کودکانتان داستان بخوانید حتی اگر هر شب فرصت نکردید.
  
2- در طول روز برای کودک نوار قصه بگذارید.
  
3- از سنین پایین سعی کنید که در مناسبت های ارزشمند به بچه ها کتاب هدیه کنید و به این شیوه آنها کم
کم می آموزنند که کتاب هدیه ای ارزشمند است.
  
مطالعه راهی برای تقویت روحیه دینی کودکان و نوجوانان است و گاهی والدین به دلیل ناآگاهی و درک نادرستی که از مسائل دینی و مذهبی دارند، نمی توانند راهنمای خوبی برای کودکان و نوجوانان باشند.
  
بنابراین ممکن است در آموزش این گونه مسائل دچار اشتباه شوند یا هرگز فرصت مناسبی برای آموزش این مسائل نیابند.
  
البته انتخاب کتاب های مناسب و چگونگی مطالعه و برداشت کودک از مطالب آنها از حساسیت خاصی برخوردار است و به راهنمایی افراد آگاه نیاز دارد.
  
بچه ها دوست دارند یک قصه را بارها بشنوند تا تمام جزییات آن را بشناسند و احساس کنند که با آن آشنا هستند.
  
هنگام خواندن قصه گهگاه کلام خود را قطع کنید و از فرزندانتان درباره قصه چیزهایی بپرسید.
  
برخی دلایل گسترش نیافتن مطالعه در بین کودکان
  
1- نبود جایگاه خوب و مناسب برای کتاب،
  
2- نبود وقت و انرژی و برنامه ویژه برای مطالعه،
  
3- بی توجهی به علایق کودکان
  
4- بی توجهی به کتاب و کتاب خوانی در مدارس.
  
عواملی که در کیفیت و کمیت مطالعه موثرند؟
  
1- والدین و خانواده: هر چه قدر خانواده به مطالعه اهمیت دهد کودک نیز به همان میزان به آن اهمیت می دهد و مانند سایر رفتار از والدین خود پیروی می کند.
  
2- معلم و مدرسه: هر چه قدر معلم و مدرسه به مطالعه آزاد اهمیت دهد ارتباط کودک با مطالعه بیشتر خواهد شد.
  
3- وجود و غنی بودن کتابخانه ها در منزل و مدرسه: اگر در مدرسه یا منزل کتاب خانه مناسبی وجود داشته باشد.کودک نیز کم کم به سمت کتاب ها جلب خواهد شد.
  
4- فرصت کتاب خواندن و داشتن محیط مساعد: کودک با داشتن محیط مساعد به مطالعه تشویق خواهد شد.
  
5- وضعیت عمومی کتابخانه های آزاد: کتابخانه های آزاد با داشتن کتاب های متنوع و جذاب و جدید می توانند افراد را به مطالعه ترغیب نمایند.
  
6- وسایل ارتباط جمعی : این گروه با بیان اهمیت مطالعه می توانند افراد را به مطالعه ترغیب نمایند.
  
کتاب خواندن قبل از خواب، راه خوبی برای دل کندن از بازی های حرکتی و جست و خیز و پذیرش زمان استراحت و خواب است.
  
در چه دوره ای از رشد و چگونه کودکان را به مطالعه ترغیب کنیم؟
  
نوزادان و اطفال
  
الف- در مواقع مختلف، مثلا مواقع عوض کردن پوشک، حمام کردن، غذا دادن یا بازی کردن با او حرف بزنید و برایش شعر و ترانه بخوانید.
  
ب- کتاب و کارت های آموزشی عکس دار با رنگ های روشن به او نشان دهید یادتان باشد که در این سن کودک احتمالا از نگاه کردن، انداختن و جویدن کتاب ها بیشتر از مطالعه لذت می برد. (بهتر است به جای کتاب های کاغذی معمولی از کتاب های پارچه ای یا پلاستیکی- کتاب حمام- که مخصوص بچه های کوچک تهیه شده و در بازار موجود است استفاده کنید)
  
ج- برای افزایش دامنه ی لغات، کودک هنگام تماشای کتاب ها از او سوال بپرسید مثلا بپرسید:
  
« این چیه؟»
  
یا:
  
«خرسه کجاست؟»
  
د- کلمات روی تابلوها را در اماکن مختلف مثل پارک، باغ وحش، یا حتی در حین پیاده روی یا ماشین سواری به او نشان دهید.
  
هـ- از زمانی که متوجه می شوید بچه به حروف روی اسباب بازی ها دقت می کند، نام حروف را به او بگویید.
  
کلمات را بلند بخوانید و معنی آن ها را برایش توضیح دهید.
  
کودکان نوپا
 
کودکان نوپا، کتاب های خاص خود را دارند این کودکان به کتاب های حاوی مسائل روزمره زندگی توجه بیشتری دارند و در این سن وقتی برای کودک کتاب می خوانید کلمات را با انگشتان دنبال کنید به این حالت به او نشان می دهید که از کدام طرف کلمات نوشته می شوند.
  
الف- کتاب خواندن قبل از خواب، راه خوبی برای دل کندن از بازی های حرکتی و جست و خیز و پذیرش زمان استراحت و خواب است.
  
کودکان نوپا ممکن است از شما بخواهند بارها و بارها داستان مورد علاقه شان را برای شان بخوانید.
  
آن ها ممکن است کلمات و تصاویر را به هم مرتبط کنند و اگر شما هنگام کتاب خواندن مکث کنید خودشان جای خالی کلمات را پر کنند.
  
ب- بگذارید کودکان همراه با شما لیست خرید بنویسند ممکن است آن ها بخواهند مرتب کردن و شمارش پول ها را در دست شما ببینند و انجام سایر کارهای خرید روزانه را تقبل کنند.
  
ج- گردش های کوتاه به محل های جدید داشته باشید و درباره ی آن چه در اطرافتان می گذرد با کودک صحبت کنید.
  
اگر امکان دارد در مورد رویدادهای مشابه، قبل و بعد از گردش مطالعه کنید.
  
د- برای بچه ها یادداشت و نامه بنویسید و روی در یخچال بچسبانید! نام ها و کلمه ها را برای شان هجی کنید تا آرام آرام با آن ها آشنا شوند.»
  
کودک 10- 5 ساله
  
الف) به مطالعه قبل از خواب ادامه دهید.
  
ب) حتی اگر او خواندن را آموخته است با برنامه منظم به کتابخانه بروید. این کار باعث می شود که کتاب بخشی از برنامه کودک شود.
  
ج- بازی با کلمات و جمله سازی را به آنها یاد دهید.
  
چندپیشنهاد که بتوان کودک را به مطالعه ترغیب کرد:
  
1) موقع خواب، برای کودکانتان داستان بخوانید، حتی اگر هر شب فرصت این کار را پیدا نمی کنید، هر زمانی که فرصت داشتید این کار را انجام دهید.
  
مطالعه کتاب های دینی به کودک و نوجوان کمک می کند تا به درک صحیحی از این مسائل دست یابد و پیش از آن که دیر شود به رشد و شکوفایی برسد.
  
2) در طول روز برای کودک نوار قصه بگذارید و به او اجازه دهید که از طریق نوار با قصه همراه شود.
  
3) از سنین پایین به بچه ها وسائل نوشتن بدهید مداد کاغذ و مداد رنگی در اختیارشان بگذارید تا روی کاغذ هر چه دلشان می خواهد بکشند، آن ها به این تجربه اولیه برای نوشتن نیاز دارند.
  
این کار را می توانید با یک وایت برد(WHITE BOARD) یا تخته سیاه کوچک انجام دهید.
  
حتی می توانید درباره چیزهایی که کودک می نویسد یا نقاشی می کند از او سوال کنید تا ذهنش نسبت
به کاری که انجام می دهد فعال باشد.
 
4) یک داستان را بارها و بارها برای فرزندانتان بخوانید یا تعریف کنید.
  
بچه ها دوست دارند یک قصه را بارها بشنوند تا تمام جزییات آن را بشناسند و احساس کنند که با آن آشنا هستند.
  
هنگام خواندن قصه گهگاه کلام خود را قطع کنید و از فرزندانتان درباره قصه چیزهایی بپرسید.
  
5) وقتی کودک به تماشای تلویزیون می نشیند، شما هم توجه داشته باشید که چه برنامه ای را می بیند تا بعدها درباره آن با او صحبت کنید حتی ممکن است کودک سوالی در باره برنامه ای که دیده است داشته باشد.
  
به او فرصت دهید که پرسش هایش را با شما درمیان بگذارد.
  
6) اگر کودکتان در موردی، رفتاری نامناسب و پرخاشگرانه نشان داد، کتاب داستانی با همان موضوع یا موضوع های مشابه (درباره نافرمانی های کودکان) پیدا کنید.
  
و نظرش را درباره شخصیت اصلی قصه جویا شوید.
  
7) کتاب خواندن قدرت تخیل را بالا می برد.
  
کودکان در بازی های و نقاشی های خود نسبت به آنچه در قصه شنیده اند، واکنش نشان می دهند.
  
شما می توانید با این شیوه خلاقیت آنها را پرورش دهید.
  
  نتیجه گیری
 
اهمیت عادت به مطالعه کودکان زمانی آشکار می شود که به مدرسه می روند.
  
عدم موفقیت کودک در تحصیل باعث کم شدن عزت نفس و حرمت خود در مقابل دیگران می شود و در نتیجه بر تمام فعایت های زندگی کودکان تاثیر منفی خواهد داشت.
 
  
 فواید مطالعه و کتابخوانی در کودکان و نوجوانان
حضرت علی علیه السلام میفرماید:“هرآن کس که با کتاب آرامش یابد،راحتی وآسایش از او سلب نمی گردد.”
چرا کودکان و نوجوانان باید مطالعه کنند؟
حضرت علی علیه السلام میفرماید:“هرآن کس که با کتاب آرامش یابد،راحتی وآسایش از او سلب نمی گردد.”
انسان موجودی کمال گراست وبا سکون وسکوت سازگاری ندارد. او همیشه به دنبال راهی است که یک قدم پیش گذارد و گرهای از مشکلات خود بگشاید. بنابراین او برای پیشرفت در عرصه های زندگی،احتیاج به شناخت نسبتا کاملی از خود و جامعه دارد وباید با گذشته وآینده ارتباط برقرار کند.
آیین مقدس اسلام ،فراگیری علم ودانش را عاملی برای رشد،پویایی و تعالی جامعه برشمرده است.از پیامبر عظیم الشان اسلام نیز روایت شده است: “هرکس در جستجوی دنیاست،باید دانش فرا گیرد و هرکس به آخرت دل بسته است،باید از علم بهره گیردو هرکس دنیا وآخرت هردو را میخواهد، باز هم گریزی از دانش آموزی ندارد.”ودر جای دیگر میفرماید:“اگر روزی بر من بگذرد که در آن روز به علم ودانش من افزوده نشود،آنروز ، روز مبارکی نیست.”
با کتابخوب است که انسان شناخته می شود،رشد می کندوبرای حرکت آماده می شود.
 عادت به مطالعه و تاثیر آن در کودکی ونوجوانی پایدار است.
بسیاری از دانشمندان وروانشناسان معتقدند که اساس وزیربنای شخصیت انسان در سالهای اول زندگی پایه گذاری می شود و آموخته های این دوران،تاثیر عمیقی بر آینده ی زندگی فرد دارد.بنابراین اگر مطالب خواندنی مفید و سازنده در اختیار کودکان و نوجوانان قرار گیردو آنها از همان سنین کودکی به مطالعه عادت کنند،راه و رسم زندگی را خواهند آموخت و تحت تاثیر داستانها و کتابهای آموزنده،به رشد و تعالی خواهند رسید ودر آینده نیز برای حل مشکلات خود از کتاب کمک خواهند گرفت.حضرت علی(ع) می فرمایند:“بهترین چیزی که نوجوانان باید یاد بگیرند سلسله کارهایی است که به هنگام بزرگسالی به آن نیازمند خواهند بود.”
آدمی برای داشتن یک زندگی سعادتمند،نیازمند بینش وآگاهی است و آموخته های دوران کودکی و نوجوانی،مقدمه ای برای زندگی فرد است.کودکان راه زندگی سعادتمندانه فردا را امروز باید بیاموزند و در این مسیر،کتابخوانی، چون چراغی فراراه آنهاست.
 مطالعه ،راهی برای تقویت روحیه دینی کودکان و نوجوانان است.
گاهی والدین به دلیل ناآگاهی و درک نادرستی که از مسائل دینی و مذهبی دارند،نمی توانند راهنمای خوبی برای کودکان و نوجوانان باشند.بنابر این ممکن است در آموزش این گونه مسائل دچار اشتباه شوند یا هرگز فرصت مناسبی برای آموزش این مسائل نیابند.مطالعه کتابهای دینی به کودک و نوجوان کمک می کند تا به درک صحیحی از این مسائل دست یابد و پیش از آن که دیر شود به رشد و شکوفایی برسد.البته انتخاب کتابهای مناسب و چگونگی مطالعه و برداشت کودک از مطالب آنها از حساسیت خاصی برخوردار است و به راهنمایی افراد آگاه نیاز دارد.
مطالعه ی صحیح زمینه ساز تفکر و خلاقیت کودکان و نوجوانان است
خواندن کتابها و داستانهای مختلف موجب شکل گیری ارزشهای گوناگون در ذهن کودک می شود،حساسیت اورا رشد می دهد و احترام به دیگران در او شکل می گیرد.رضایتی که کودک از مطالعه به دست می آورد او را متکی به خود بار خواهد آورد.سؤالاتی که بر اثر مطالعه برای کودک مطرح می شود و مقایسه هایی که او بین مسائل مختلف می کند، در مجموع موجب می شود که او فردی خلاق بار بیاید.
با بهره گیری از تخیل که ضرورت اساسی خلاقیت است دنیایی بزرگ و پهناور در مقابل چشمان کودک گشوده می شود و او قادر است آزادانه خیال پردازی کند.کودک در این شرایط هرگز خود را محدود ومحبوس در حصار واقعیتها و امور مشهود نمی بیند.
 مطالعه باعث پیشرفت تحصیلی است.
مطالعه غیر درسی،باعث بالا رفتن سطح فکر و فعال شدن ذهن کودکان و نوجوانان است.وقتی سطح فکر دانش آموزی بالا رفت و ذهن او فعال شد،امکان فراگیری درسهای مدرسه برایش بهتر فراهم می شود.یعنی ذهن او آمادگی بیشتری را برای یادگیری ریاضی،ادبیات،تاریخ و… خواهد داشت و این مطلبی است که تجربه آن را بارها ثابت کرده است.
دانش آموزی که همگام با مطالعه درسی،به طور جدی به مطالعه کتابهای غیر درسی نیز می پردازد،بدین وسیله:
 دارای سطح فکرو اندیشهای وسیع می شود.
 ذهنش برای فراگیری فعالتر می شود.
 گنجینهی لغاتش کاملتر می شود.
افقهای جدیدی پیش رویش باز می گردد.
 آمادگیش برای یادگیری درسهای مدرسه بیشتر میشود.
 به صورت جدیدتر وقویتر در راه کسب علم گام برمی دارد.
کتابخوانی راهی برای شناخت الگوهاست.
کودکان و نوجوانان برای موفقیت در زندگی،به الگوهای رفتاری نیازمندند.وجود حس همانند سازی در کودکان و نوجوانان و نیاز آنها به الگوهای رفتاری،ایجاب می کند که به الگوهای شایسته ای دسترسی داشته باشند تا بدین وسیله شخصیت و رفتار خود را تشکیل دهند.الگوهایی که به وسیله ی کتاب معرفی می شوند،نقش مهمی را در شکل دادن به شخصیت کودکان و نوجوانان ایفا می کنند.به لحاظ تاثیری که الگوهای برجسته ی اخلاقی در شخصیت نوجوانان و جوانان دارد،مطالعه ی زندگینامه ی بزرگان و مشاهیر و فرزانگان میتواند بسیار مؤثر واقع شود.
 آیا عادت به مطالعه امری اکتسابی است؟
عده ای از والدین و مربیان تصور می کنند که عادت به مطالعه امری ذاتی و خصلتی است که تنها بعضی از افراد به دلیل کنجکاوی،علاقه و…به آن روی می آورند و دیگران نمی توانند اهل مطالعه باشند و شاید به همین دلیل،هیچ گونه تلاشی برای ایجاد عادت به مطالعه در فرزندان خود انجام نمی دهند.
پژوهشهای اخیر در زمینه ی تعلیم و تربیت ثابت کرده است که عادت به مطالعه یک امر اکتسابی است.یعنی همان طور که یک کودک،خواندن و نوشتن را یاد می گیرد،می تواند مطالعه را هم بیاموزد.پس باید روش مطالعه را به او آموخت و او را به خواندن عادت داد
.
اگر به نظر می رسد فرزند شما گاهی برای یافتن و به کار بردن واژه‌ها درمانده شده است، بدانید دلیلی دارد. مهارت‌های زبانی درکودکان دچار بیش فعالی یا اختلال كمبود توجه، غالباً کندتر از هم‌سن‌و‌ سالانشان پیش می‌رود. کودکان دچار (اختلال کمبود توجه) در فهمیدن آنچه می‌شنوند، کند هستند.
و برای سازمان دادن به اندیشه‌هایشان و ساختن جمله‌ها به زمان بیشتری نیاز دارند. این قضیه، پاسخ دادن سریع به پرسش آموزگار را حتی زمانی که پاسخ را می‌دانند، برای آنان مشکل می‌سازد. بیان نوشتاری برای‌شان چالشی باز بزرگتر است. آفرینش ایده‌ها، بازیابی خاطرات، به کارگیری قوانین دیکته و دستور زبان و تکالیفی از این دست، ممکن است کودکان دچار بیش فعالی یا اختلال كمبود توجه را از کامل کردن کار کلاسی و امتحان‌ها در زمان مقرر باز دارد. وجود مشکل در مهارت های ظریف حرکتی نیز ممکن است عمل نوشتن را کند سازد و تمرکز لازم برای انتقال اندیشه‌ به کاغذ را دچار اختلال کند. درمان زود هنگام برای کودکان دارای مشکلات زبانی ضروری است. اگر فکر می‌کنید مشکلی هست، کاری کنید کودک شما ارزیابی شود و در صورت نیاز برای گفتار درمانی او اقدام شود. راهکارهای زیر نیز می‌توانند مفید باشند.
 راه حل ها در کلاس
 بی شتاب صحبت کنید و اطلاعات را در واحدهای کوچک ارائه دهید. دادن میزان زیادی اطلاعات در یک لحظه، سبب می‌شود این گروه از کودکان از درک مطلب عقب بمانند. ممکن است شما درسی را به پایان برسانید و او هنوز در حال دست و پنجه نرم کردن با مطالب دقایق اولیه‌ باشد.
 کاری کنید ترس این گروه از کودکان، از بیان شفاهی بریزد و آن‌ها را به شرکت در فعالیت‌های کلاسی تشویق کنید. کودک را مطمئن سازید که هرگز او را با پرسیدن سؤالی که پاسخش را نمی‌داند، در تنگنا قرار نخواهید داد.
وقتی دستش را بلند می‌کند، هر چقدر لازم است به او زمان بدهید و اگر لازم شد، با سؤال‌های كمكی یاریش كنید.
رویکرد دیگر این است که بین پرسیدن سؤال از دانش‌آموزان و پاسخ دادن آن‌ها، زمانی مکث کنید. مثلاً ممکن است از دانش‌آموزان بپرسید که سه دلیل انقلاب آمریکا چه بود. یک دقیقه صبر کنید، سپس یک دلیل را از کودک دچار بیش فعالی یا اختلال كمبود توجه بپرسید. این کار به او اجازه می‌دهد فکر کند و اولین نفری باشد که جواب می‌دهد.
  به دانش آموزان دچار مشکل در بیان شفاهی، اجازه دهید به پرسش‌ها به شکل کتبی پاسخ دهند. با این تکنیک فرصت بیشتری نیز برای تنظیم پاسخ در اختیارشان می‌گذارید.
 ترتیبی بدهید تا دانش‌آموزی که كند می‌نویسد از یادداشت‌های کلاسی دوستش استفاده کند، یا فهرستی از نکات مهم درس برایش تهیه کنید. کودک دچار بیش فعالی یا اختلال كمبود توجه ممکن است نتواند همزمان هم گوش دهد و هم بنویسد.
  فشار زمانی را با کوتاه کردن تکالیف و امتحانات نوشتاری کاهش دهید. مثلاً اگر آزمونی شش سؤال نوشتاری دارد، می توانید از دانش آموزان دارای بیش فعالی بخواهید که فقط به سه سؤال پاسخ دهند. اگر تمام سؤالات باید پاسخ داده شوند، مثلاً در امتحانات سراسری، به آن‌ها وقت اضافی بدهید. در پروژه‌های طولانی مدت، برای دانش آموزان بیش فعال زمان بیشتری در نظر بگیرید.
 به خاطر دست خط بد یا اشکالات دستوری نمره کم نکنید. مگر این که تکلیفی اختصاصاً این مهارت‌ها را بسنجد. اگر کودکی برای به یاد سپاری و ارتباط برقرار کردن سخت تلاش می‌کند، بهتر است اجازه دهیم برخی چیزها نادیده گرفته شوند.
اگر دست خط دانش آموزی فوق‌العاده بد است، پیشنهاد یک ارزیابی اختلال در یادگیری را بدهید. کودکی با مشکل نوشتارپریشی حروف را با اندازه و شکل‌های نامتعارف می‌نویسد، واژه‌ها یا حروف را نیمه‌کاره رها می‌کند، و مدادش را به شكل نامناسبی به دست می گیرد. او را به بخش آموزش‌ استثنایی مدرسه ارجاع دهید یا از والدین کودک بخواهید با یک درمانگر حرفه‌ای، متخصص اعصاب و روان، یا متخصص اعصاب اطفال مشاوره كنند.
  به دانش آموزان نشان دهید چگونه افکارشان را پیش از نوشتن به صورت نقشه سازمان دهند. در یک «نقشه ی ذهنی»، یک تصویر یا لغت که نماینده ی ایده ی اصلی است، درون یک دایره در وسط صفحه قرار می گیرد. ایده های مرتبط بر روی خط هایی که از ایده ی اصلی منشعب می شوند، قرار می گیرند. راه کار «پرسش از خود» را در هنگام نوشتن، آموزش دهید. تا دانش آموز بتواند بر روی مسائلی مثل اینکه در حال نوشتن برای چه کسی است، سعی دارد چه بگوید، و آیا افکارش را واضح بیان کرده است یا نه، تمرکز نماید.
  اجازه دهید دانش آموزان از نقاط قوت برای نمایش دادن معلومات کمک بگیرند. کودکی که در بیان شفاهی مشکل دارد ممکن است در نوشتن یا ساختن یک ابزار بی نظیر باشد. دانش آموزی که مشکل نوشتاری دارد ممکن است ترجیح دهد تا یک پوستر بسازد یا گزارشی شفاهی یا یک ارائه ی نمایشی بدهد.

• در خانه
خانه ی خود را به محیطی تبدیل کنید که در آن کودک شما احساس ایمنی کند. اگر او آهسته صحبت می کند، صبور باشید؛ اگر گیر می کند، لغاتی برای کمک به او که راه بیفتد ارائه دهید. اگر او از اطلاعات برداشت اشتباهی می کند یا از لغات اشتباه برداشت می کند، اجازه ندهید خواهر و برادرهایش مسخره اش کنند.
 کتاب، فیلم، بازی، و نرم افزار کامپیوتری باعث پدید آمدن ایده های جدید می شوند. این ها را با فرزندتان کشف کنید و دیدگاه هایش را جویا شوید.
 فرصت هایی برای کودکتان ایجاد کنید تا در بحث شرکت کند. موضوعاتی را برای گفتگوی زمان شام معرفی کنید، نشست های خانوادگی برگزار کنید، و از حوادث گذشته یاد کنید.
 کودکتان را با دوستان، فامیل و دیگر افرادی که او می تواند با آن ها مهارت های ارتباطی را تمرین نماید، احاطه کنید.
به او پیشنهاد کمک در تکالیف دهید. هنگامی که کودکتان به سؤالات به صورت شفاهی پاسخ می دهد، آن ها را بنویسید یا تایپ کنید


پژوهش‌ها این باور را تأیید می‌کنند که کودکان و نوجوانان هرچه بیشتر بخوانند، مهارت بیشتری در خواندن‌ به دست می آورند و بیشتر لذت می‌برند.
متأسفانه، خلاف این موضوع نیز درست است: بچه‌ها هر اندازه کمتر کتاب بخوانند، مهارت‌های خواندن در آن‌ها کاهش می‌یابد و خواندن برای‌شان کاری رنج آور می‌شود و کم کم از آن دوری می‌کنند.
آیا برای تشویق فرزندان به خواندن می‌توان کاری انجام داد؟ نخست بهتر است سبب بی‌علاقگی فرزندتان را به خواندن دریابید. این شناخت به شما کمک می‌کند راه یا راه هایی را برای تشویق فرزندتان بیابید تا بتواند لذت مطالعه را کشف کند. چرا برخی کودکان و نوجوانان از خواندن گریزان هستند؟ شاید این جمله‌ها به گوش تان آشنا باشد. این‌ جمله ها بهانه‌هایی هستند که کم و بیش بچه‌ها برای مطالعه نکردن می‌گویند. مطالعه کسل کننده است. اگر کودکان و نوجوانان درباره‌ی تکالیف خواندنی آموزشگاه‌شان چنین باوری داشته باشند، دلسرد نشوید، می‌توانید آن‌ها را به خواندن مطالبی که به آن علاقه‌‌مند هستند، تشویق کنید.
وقت مطالعه ندارم. سر بچه‌ها بسیار شلوغ است. آموزشگاه، دوستان، ورزش، تکالیف درسی، تلویزیون و کارهای دیگری که همه ی وقت آن‌ها را پر می‌کنند. به برخی بچه‌ها باید کمک کرد تا در برنامه ریزی روزانه‌شان جایی هم برای خواندن کتاب بگنجانند. مطالعه خیلی سخته! برای برخی از بچه‌ها، خواندن کاری سخت، کُند و رنج آوراست. اگر برای فرزندتان خواندن دشوار است، با آموزگار او مشورت کنید و بپرسید: چگونه می‌توانید کتاب‌ها و مواد آموزشی جالب و مناسب که در اندازه توانایی‌های فرزندتان باشد را برای بهتر شدن خواندن او تهیه کنید.
برخی از کودکان و نوجوانان ارزش خواندن را درنمی یابند و نمی دانند خواندن تا چه اندازه برای زندگی‌شان لازم است. پدر و مادرها می‌توانند برای فرزندان‌شان مواد خواندنی‌ای فراهم کنند که در پیوند واقعی با زندگی آن‌ها باشد.
مطالعه با حال نیست! کتاب خواندن برخی کودکان و نوجوانان را عصبی می‌کند، به ویژه آن‌هایی که در خواندن دچار مشکل هستند. تأکید و فشار آموزشگاه‌ها و خانواده‌ها به خواندن برای آمادگی در امتحان‌ها، حتی بچه‌هایی را که مهارت در خواندن دارند، وا می‌دارد خواندن را یک وظیفه ببینند. پسندیده است برای خواندن به بچه ها فشار نیاورید تا بتوانند از خواندن لذت ببرند. اگر در خانواده‌ی شما کسی اختلال خواندن دارد، ممکن است فرزند شما نیز گرفتار این مشکل بشود. اگر چنین فکر می کنید، با یک آموزگار خواندن مشورت کنید. یک آزمون، اختلال فرزند شما را در خواندن آشکار می‌کند و آموزشگاه را آگاه می‌کند که این کودک به آموزش ویژه نیاز دارد.
راهکارهای بی‌فایده از گفته‌ها و تجربه‌های پدران و مادران چنین برمی‌آید که راهکارهای زیر، تنها مقاومت کودکان را در برابر خواندن افزایش می‌دهد:
• نق زدن. از سخنرانی درباره‌ی ارزشمندی خواندن دست بردارید و برای وادار کردن کودکان و نوجوانان به این کنش پافشاری نکنید. زیرا تنها سود این کار، سرکشی فرزندتان است.
• باج دادن. اگرچه جایزه دادن به کودک و نوجوانی که می کوشد بیشتر و بهتر بخواند کار پسندیده ای است، اما لازم نیست او برای هر کتابی که ‌‌می‌خواند، جایزه بگیرد. شما می توانید همراه با سپاسگزاری از کودک و نوجوان، کتاب یا نشریه دیگری که خود او برگزیده، به او بدهید. این تشویق می‌تواند در مناسبت‌های ویژه، جوایز ویژه‌تری هم باشد، اما دقت کنید این کار دیر به دیرتر انجام شود تا کودک یا نوجوان ‌تان دریابد خواندن کتاب، به خودی خود جایزه‌ای ارزشمند است.
• داوری درباره‌ی عملکرد کودک و نوجوان. مطالعه کودک و نوجوان در آموزشگاه را از خواندن با هدف تفریح جدا کنید. همین که به کودکتان کمک کنید از خواندن لذت ببرد، هدف و کار بسیار ارزشمندی است.
• توجه به سلیقه‌ و گزینش کودک و نوجوان تان. خواندن هر مطلبی بهتر از هیچ نخواندن است. اگر بر این باورهستید که کودک یا نوجوان تان کتاب‌های آسان یا سطحی را برای خواندن گزینش می‌کند و این کار شما را مأیوس می‌سازد، یأس‌تان را پنهان کنید. خواندن در هر سطحی که باشد، فعالیتی خوب و ارزشمند است. خواندن موفقیت آمیز سبب رشد اعتماد به نفس در گستره مهارت های مطالعه می‌شود. اگر شما و فرزند کودک یا نوجوان تان اختلاف سلیقه‌ ساده ای دارید، پسندیده است به سلیقه‌ی وی احترام بگذارید.
• تعیین هدف‌های غیر واقع بینانه. به جای توقع‌های بزرگ و بنیادی در گستره عادت های مطالعه‌ی کودک و نوجوان تان، در پی نشانه‌های کوچک پیشرفت باشید. از یک کتاب خوان تنبل نخواهید کتابی را یک شبه بخواند.
• بزرگنمایی. مطالعه کتاب را به مسابقه تبدیل نکنید. ممکن است کودکان و نوجوانان هنگامی که تحت فشار باشند، تنها برای خوش آمدن پدر و مادر‌شان کتاب بخوانند، یا پیوسته از خواندن روگردان باشند و فرار کنند.
برگردان:
محمد جواد فرشچی

فوائد مطالعه

فواید مطالعه ی  نوجوانان

فواید مطالعه و کتابخوانی در  نوجوانان


از پیامبر عظیم الشان اسلام روایت شده است: «هرکس در جستجوی دنیاست، باید دانش فرا گیرد و هرکس به آخرت دل بسته است، باید از علم بهره گیرد و هرکس دنیا و آخرت هر دو را می خواهد، باز هم گریزی از دانش آموزی ندارد.»


فواید مطالعه ی کودکان و نوجوانان
چرا نوجوانان باید مطالعه کنند؟

حضرت علی علیه السلام می فرماید:«هرآن کس که با کتاب آرامش یابد، راحتی و آسایش از او سلب نمی گردد.»

انسان موجودی کمال گراست و با سکون و سکوت سازگاری ندارد. او همیشه به دنبال راهی است که یک قدم پیش گذارد و گره ای از مشکلات خود بگشاید. بنابراین او برای پیشرفت در عرصه های زندگی، احتیاج به شناخت نسبتا کاملی از خود و جامعه دارد و باید با گذشته و آینده ارتباط برقرار کند.

آیین مقدس اسلام ، فراگیری علم و دانش را عاملی برای رشد، پویایی و تعالی جامعه برشمرده است. از پیامبر عظیم الشان اسلام نیز روایت شده است: «هرکس در جستجوی دنیاست، باید دانش فرا گیرد و هرکس به آخرت دل بسته است، باید از علم بهره گیرد و هرکس دنیا و آخرت هر دو را می خواهد، باز هم گریزی از دانش آموزی ندارد.» ودر جای دیگر می فرماید:«اگر روزی بر من بگذرد که در آن روز به علم و دانش من افزوده نشود، آنروز ، روز مبارکی نیست.»

با کتاب خوب است که انسان شناخته می شود، رشد می کند و برای حرکت آماده می شود.

عادت به مطالعه و تاثیر آن در کودکی ونوجوانی پایدار است

بسیاری از دانشمندان و روانشناسان معتقدند که اساس و زیربنای شخصیت انسان در سالهای اول زندگی پایه گذاری می شود و آموخته های این دوران، تاثیر عمیقی بر آینده ی زندگی فرد دارد. بنابراین اگر مطالب خواندنی مفید و سازنده در اختیار نوجوانان قرار گیرد و آنها از همان سنین کودکی به مطالعه عادت کنند، راه و رسم زندگی را خواهند آموخت و تحت تاثیر داستانها و کتابهای آموزنده، به رشد و تعالی خواهند رسید و در آینده نیز برای حل مشکلات خود از کتاب کمک خواهند گرفت. حضرت علی(ع) می فرمایند: «بهترین چیزی که نوجوانان باید یاد بگیرند سلسله کارهایی است که به هنگام بزرگسالی به آن نیازمند خواهند بود.»

آدمی برای داشتن یک زندگی سعادتمند، نیازمند بینش وآگاهی است و آموخته های دوران کودکی و نوجوانی، مقدمه ای برای زندگی فرد است. کودکان راه زندگی سعادتمندانه فردا را امروز باید بیاموزند و در این مسیر، کتابخوانی، چون چراغی فرا راه آنهاست.

آدمی برای داشتن یک زندگی سعادتمند، نیازمند بینش وآگاهی است و آموخته های دوران کودکی و نوجوانی، مقدمه ای برای زندگی فرد است. کودکان راه زندگی سعادتمندانه فردا را امروز باید بیاموزند و در این مسیر، کتابخوانی، چون چراغی فرا راه آنهاست.

مطالعه ،راهی برای تقویت روحیه دینی نوجوانان است

گاهی والدین به دلیل ناآگاهی و درک نادرستی که از مسائل دینی و مذهبی دارند، نمی توانند راهنمای خوبی برای  نوجوانان باشند. بنابر این ممکن است در آموزش این گونه مسائل دچار اشتباه شوند یا هرگز فرصت مناسبی برای آموزش این مسائل نیابند. مطالعه کتابهای دینی به کودک و نوجوان کمک می کند تا به درک صحیحی از این مسائل دست یابد و پیش از آن که دیر شود به رشد و شکوفایی برسد. البته انتخاب کتابهای مناسب و چگونگی مطالعه و برداشت کودک از مطالب آنها از حساسیت خاصی برخوردار است و به راهنمایی افراد آگاه نیاز دارد.

مطالعه ی صحیح زمینه ساز تفکر و خلاقیت نوجوانان است

خواندن کتابها و داستانهای مختلف موجب شکل گیری ارزشهای گوناگون در ذهن کودک می شود، حساسیت او را رشد می دهد و احترام به دیگران در او شکل می گیرد. رضایتی که کودک از مطالعه به دست می آورد او را متکی به خود بار خواهد آورد. سؤالاتی که بر اثر مطالعه برای کودک مطرح می شود و مقایسه هایی که او بین مسائل مختلف می کند، در مجموع موجب می شود که او فردی خلاق بار بیاید.

با بهره گیری از تخیل که ضرورت اساسی خلاقیت است دنیایی بزرگ و پهناور در مقابل چشمان کودک گشوده می شود و او قادر است آزادانه خیال پردازی کند. کودک در این شرایط هرگز خود را محدود و محبوس در حصار واقعیتها و امور مشهود نمی بیند.

مطالعه باعث پیشرفت تحصیلی است

مطالعه غیر درسی،باعث بالا رفتن سطح فکر و فعال شدن ذهن نوجوانان است. وقتی سطح فکر دانش آموزی بالا رفت و ذهن او فعال شد،امکان فراگیری درسهای مدرسه برایش بهتر فراهم می شود. یعنی ذهن او آمادگی بیشتری را برای یادگیری ریاضی،ادبیات،تاریخ و… خواهد داشت و این مطلبی است که تجربه آن را بارها ثابت کرده است.

دانش آموزی که همگام با مطالعه درسی،به طور جدی به مطالعه کتابهای غیر درسی نیز می پردازد، بدین وسیله:

-دارای سطح فکرو اندیشه ای وسیع می شود.

-ذهنش برای فراگیری فعالتر می شود.

-گنجینه ی لغاتش کاملتر می شود.

-افقهای جدیدی پیش رویش باز می گردد.

-آمادگیش برای یادگیری درسهای مدرسه بیشتر می شود.

-به صورت جدیدتر و قویتر در راه کسب علم گام برمی دارد.

کتابخوانی راهی برای شناخت الگوهاست

نوجوانان برای موفقیت در زندگی،به الگوهای رفتاری نیازمندند. وجود حس همانند سازی در نوجوانان و نیاز آنها به الگوهای رفتاری، ایجاب می کند که به الگوهای شایسته ای دسترسی داشته باشند تا بدین وسیله شخصیت و رفتار خود را تشکیل دهند. الگوهایی که به وسیله ی کتاب معرفی می شوند، نقش مهمی را در شکل دادن به شخصیت نوجوانان ایفا می کنند. به لحاظ تاثیری که الگوهای برجسته ی اخلاقی در شخصیت نوجوانان و جوانان دارد، مطالعه ی زندگینامه ی بزرگان و مشاهیر و فرزانگان می تواند بسیار مؤثر واقع شود.

آیا عادت به مطالعه امری اکتسابی است؟

عده ای از والدین و مربیان تصور می کنند که عادت به مطالعه امری ذاتی و خصلتی است که تنها بعضی از افراد به دلیل کنجکاوی،علاقه و…به آن روی می آورند و دیگران نمی توانند اهل مطالعه باشند و شاید به همین دلیل، هیچ گونه تلاشی برای ایجاد عادت به مطالعه در فرزندان خود انجام نمی دهند.

پژوهشهای اخیر در زمینه ی تعلیم و تربیت ثابت کرده است که عادت به مطالعه یک امر اکتسابی است. یعنی همان طور که یک کودک، خواندن و نوشتن را یاد می گیرد، می تواند مطالعه را هم بیاموزد. پس باید روش مطالعه را به او آموخت و او را به خواندن عادت داد.

بخش خانواده ایرانی تبیان

خلاصه کتاب مسابقه

خلاصه کتاب حکایت پای دار

این کتاب شرح سرگذشت تاریخی شیخ فضل‌الله نوری است که برای گروه سنی "ه" روایت شده است. نویسنده زندگی‌نامه و حوادث مهم زندگی و اقدامات شیخ فضل‌الله را در بستر رویدادهای تاریخی و به توالی زمانی پی‌گیری کرده است. در بخش اول دوران کودکی و آغاز  طلبگی شیخ در "بلده"، ادامه تحصیل در مدارس علمیه تهران، عزیمت به عتبات عالیات، اقامت در نجف و سپس سامرا، شاگردی میرزای شیرازی و بازگشت به ایران و در بخش دوم دوران بازگشت شیخ به ایران و مشارکت در تحولات اجتماعی مردم تهران به ویژه در رابطه با واقعه رژی بازگو شده است. این بخش با ترور ناصرالدین شاه به پایان می‌رسد تا در بخش سوم نقش شیخ فضل‌الله نوری در حوادث انقلاب مشروطه و پیروزی آن روایت شود. در آخرین فصل هم دیدگاه شیخ درباره مشروطه، استبداد صغیر، فتح تهران توسط مشروطه خواهان و اعدام شیخ فضل‌الله نوری ذکر گردیده است. کتاب با عکس‌هایی از رجال سیاسی و تاریخی عصر قاجار و مشروطه همراه است و بنا به اطلاع ما، مومنی شریف برای نوشتن آن تنها به منابع کتابخانه‌ای اکتفا ننموده و به جستجو و تحقیق میدانی هم پرداخته است

برندگان مسابقات فرهنگی مرداد92 -3

روزنامه کتاب

ردیف

نام ونام خانوادگی

1

رضا       صالحی مرزیجرانی

2

معصومه       صالحی مرزیجرانی

3

الهام           قشلاقی گازرانی

4

امیر                           فردوسی پور

 

خلاصه نویسی اصناف

ردیف

نام ونام خانوادگی

1

حبیبه                        رحیمی

2

حشمت له                   محمدی

 

نویسندگی

ردیف

نام ونام خانوادگی

1

سمیرا                         اکبری

2

پگاه                       خانمحمدی

3

معصومه                نیکی ملکی

4

محمود                    جیریایی

5

زهرا                        فریدونی

6

زهرا                                کرمی

7

معصومه                  جیریایی

 

حماسه سیاسی

ردیف

نام ونام خانوادگی

1

مریم                                  مداحی

2

سمیرا             محمودی

3

رضا                صالحی

 

برندگان نقدنویسی فرهنگیان

ردیف

نام و          نام خانوادگی

1

اعظم                      خدادادی

2

سمیه                       مالکی

3

محمد          شاهمحمدی فرد

برندگان مسابقات فرهنگی مرداد92-2

مسابقات آنلاین مرداد

ردیف

نام ونام خانوادگی

1

ام البنين             اسفنداني

2

سميرا                       اكبري

3

محدثه                       نجفي

4

فاطمه                        مداحي

5

مسعود                      محمودي

6

كبري                        قلعه نوئي

7

مريم                          بروسان

8

معين                          شرفي

9

محمود                       مشاقي

 

ایده های برتر

ردیف

نام ونام خانوادگی

1

نسرین                      خسروي

2

زهرا                           رجبی

3

راضیه                         عباسی

4

علیرضا                     بهنام فرد

5

هاجر                          توکلی

6

الهه السادات              میرایی

7

مهدی                       جعفری

8

حمیدرضا            فضلی خانی

9

داود                           رضائی

10

فاطمه                      هوشیدری

11

زهرا                            کمانی

12

فهیمه                          لطفعلی

13

سمانه                            کریمی

برندگان مسابقات فرهنگی مرداد92-1

برندگان جدول

ردیف

نام ونام خانوادگی

1

مهرداد                               آذر

2

علی اکبر                   شهبازی

3

الهام                                   نعیمی

4

علی اکبر                    قدمیان

5

علی                                   مداحی

6

رضا                                   ورمزیار

7

وحید                                 سلیمی

8

مریم                             احمدی

9

مهرداد                               آذر

10

نگار                       ارباب زاده

11

فریبا                                   قبله

12

احمد                      محمودی

13

فاطمه                              صحتی

14

رضا                                 جیریایی

15

مجید      مسعودی کرهرودی

16

سهراب                                  فلاحی

17

هاجر                                توکلی

18

مریم                                احمدی

19

سارا                               زهره وند

20

زهرا                                      زائری

21

سید مرتضی   حسینی دهلقی

22

فاطمه                               رسولی

23

سید مسعود              محمودی

24

سمیه                                    نمکی

25

فاطمه سادات           واحدی

26

عرفان                     ذوالفقاری

27

محمد حسن                              بیات

ازعلی اموز اخلاص وعمل

                    از سخنان قصار امیر مومنان امام علی (ع)

 

 1: بهترین عبادت آن است که پنهان باشد .

 2: بخل ، ننگ است .

   ترس ، عیب می باشد .

  فقیر در شهر خود غریب است .

  ضعف و عجز آفت می باشد .

  صبوری شجاعت است .

 زهد ، ثروت می باشد .

 احتراز از معصیت ، سپر است .

 3: بهترین همنشین رضایت از سرنوشت است .

   علم میراثی است گرانبها .

   صفات پسندیده هرگز کهنه نمی شود .

   فکر درست آیینه ای است صاف .

 4: ای فرزند آدم وقتی می بینی خداوند درهای نعمت خود را به روی تو گشوده و تو شکر بجا نمی آوری از قهر خدا بترس .

 5: ببخش  نه به اندازه ی اسراف ، میانه رو باش نه به اندازه ی چشم تنگی و بخل.

 6: زبان عاقل پشت دل اوست و دل احمق پشت زبانش .

 7: گاهی خداوند بیماری را وسیله زایل کردن گناهان قرار می دهد و گرچه بیماری دارای اجر نیست ، اما همان طور که برگها از درختان فرو می ریزند گناهان از تو فرو می ریزد و دور می شود و اما اجر و پاداش در زبان است با گفتار ، و در دستها و پاها می باشد با کردار ، و خداوند بندگان پاک طینت را که دارای نیت صادقانه هستند اگر بخواهد در بهشت جا می دهد

8: خوشا به حال کسی که در فکر معاد باشد و برای روز حساب عمل نیک کند و به آنچه به او می رسد بسازد و از مقدرات خداوند راضی باشد .

9: آن بدی که تو را اندوهگین کند بهتر از آن خوبی است که سبب خودپسندی تو شود .

 10: مرتبه و قدرت مرد ، به اندازه ی همت اوست و صداقت هر مرد به اندازه ی مروت او می باشد و شجاعتش به اندازه ی تنفرش از کارهای ناپسند است و عفت هر مرد به اندازه ی غیرت اوست .

 11: سخاوت آن است که بدون درخواست دیگری ، ببخشند وگرنه بعد از درخواست ، آنچه می بخشند برای پرهیز از مذمت می باشد .

 12:صبر بر دو نوع  می باشد یکی صبر برآنچه نمی پسندی و از آن نفرت داری و دیگری صبر برآنچه مورد علاقه ی تو است و دوست می داری .

 13: پایه و خمیر مایه تمام شهوتها ، دارایی است .

 14: کسی که تو را می ترساند ( از کارهای که نباید کرد ) مانند کسی است که به تو بشارت می دهد ( تو را مژده نیک بختی  می دهد ) .

 15: قناعت ثروتی است که هرگز نقصان نمی پذیرد .

 16: کسی که برای کار دیگری شفاعت می کند چون بالهای اوست ( که وی را به پرواز در می آورد و سبب موفقیت او می شود ).

 17: از عطا کردن ( بخشیدن ) هر قدر کم باشد شرمگین مباش چون بهتر از این است که محتاجان را نا امید برگردانی .

 18: از حاجت خود هنگامی که می فهمی که بایستی به نا اهل مراجعه نمایی به کلی صرف نظر کن .

 19: شناختن جاهل از این دو علامت است که افراط می کند ویا تفریط می کند .

 20: عفت ، زینت تهیدستی و شکرگزاری به درگاه خدا ، زینت توانگری است .

 21: روزگار ، آدمی را سالخورده می کند ، اما آرزوهای آدمی را زنده می نماید تا روزی که مرگ نزدیک می گردد و در آن موقع آرزوها دور می شود .

رسم دنیا چنین است که آن کس که به ثروت دنیا دست بیابد دچار رنج می شود و آن کس که در دینا چیزی بدست نیاورد به سختی می افتد .

 22: مردم دنیا ، چون مسافرانی هستند که در حال خوابیدن سفر می کنند .

 23: با هر نفس کشیدن آدمی یک قدم به مرگ نزدیک تر می شود .

 24: این روایت را یکی از اصحاب امیرالمومنین نقل کرده که نزد معاویه رفت و معاویه از او پرسید حال علی چگونه بود ؟

(ضرار بن ضمره ضبابی ) گفت به خدا قسم در تیره شب دیدم که علی بن ابیطالب (ع) در محراب عبادت خود ایستاده و ریش را به دست گرفته و مانند مارگزیده که دچار درد غیر قابل تحمل باشد آن را می پیچید و می گریست و چنین می گفت :

 ای دنیا ، دست از من بدار ، چرا معترض من می شوی ؟... مگر آرزومند من هستی ؟ من نمی خواهم لحظه ای بیاید که تو به من نزدیک شوی و من به تو حاجت ندارم و برو دیگری را بفریب ، ای دنیا من تورا سه طلاق دادم و دیگر رجوع نخواهم کرد . ای دنیا زندگی کردن با تو کوتاه است و ارزش تو بسیار کم و آه از قلت زاد و برگ سفر ، و درازی مدت سفر ، و سختی آخرین منزل.

 25: به شما سفارش می کنم پنج چیز را بیاموزید و برای  فراگرفتن آنها رکاب به بغل شتر خود بکشید ( یعنی شتاب برای رسیدن به مقصود کنید ).

 اول به جز خداوند امید نداشته باشید .

دوم از هیچ چیز جز گناه نترسید .

سوم وقتی نمی دانید از گفتن کلمه نمی دانم خجالت نکشید .

چهارم وقتی نمی دانید از پرسیدن شرم نداشته باشید .

پنجم صبر داشته باشید چون صبر برای مومن چون سر برای آدمی است و همان طور که کالبد بی سر بدون اثر است مومن بی صبر بدون اثر است .

 26: از کسی که بعد از توبه و استغفار از بخشایش خدا ناامید است حیرت می کنم .

 27: کسی که امور خود وخدا را اصلاح کند خداوند امور او و مردم را اصلاح می نماید و کسی که کار آخرتش را اصلاح کند خداوند کار دنیای او را اصلاح می کند و آن کس که به نفس خود اندرز بدهد ( خود را با رهنمود عقل و ایمان اصلاح کند ) خداوند برای حفظ او محافظ می گمارد .

 

28: خیر آن نیست که تو دارای ثروت و فرزندان زیاد باشی بلکه آن می باشد که بر علم خود بیفزایی و حلم تو بیشتر شود و با بندگی به درگاه خدا نزد خلق سرافراز شوی . اگر نیکی کردی خدارا تشکر نموده ای و اگر بدی کردی نزد خدا توبه و استغفار کن و در دنیا خیر نیست مگر برای دو نفر ، یکی آنکه به وسیله ی توبه گناهان خود را جبران می کند و دوم آنکه در کارهای نیکو شتاب می کند .

 29: کاری که با تقوی به انجام برسد اندک نیست چون کاری است که مقبول خداوند واقع می شود .

 30: وقتی خبری می شنوید به عقل خود مراجعه نمایید و در آن بیندیشید چون روایت کنندگان علم زیاد هستند و اجراکنندگان آن معدود .

 

 

هفته دولت مبارک

                         

 

  

                            هفته دولت مبارک باد

به مناسبت انفجار دفتر نخست وزیری در هشتم شهریور سال 1360 و شهادت دو یار دیرین امام (ره) و انقلاب و دو اسوه علم و تقوا، شهید محمد علی رجایی، رئیس جمهور و محمد جواد باهنر، نخست وزیر که نمونه ای از دولتمردان مردمی بودند و نیز به منظور آشنایی مردم با فعالیت ها و بیان اهداف و برنامه های آینده دولت، هفته ای به نام هفته دولت نامگذاری شده است که از دوم تا هشتم شهریور می باشد.  

علت نامگذاری چنین هفته ای این است که دولت شهید رجایی، نخستین دولت مکتبی بود که در آن دوره بحرانی حداکثر تلاش و کوشش خود را برای خدمت به اهداف مقدس انقلاب، صادقانه اعمال کرد تا آن جا که جان خویش را بر سر آن نهادند. روحشان شاد.

هفته دولت، هفته اقتدار و پيروزى دولتى است که حمايت و پشتيبانى ميليونها تن از ملت خود را همراه دارد. هفته دولت، هفته سپاس و قدردانى از دولتى است که هدفش اجراى حدود الهى و احکام آسمانى اسلام و ايجاد جامعه اى سرشار از عدالت، نظم و امنيت است. اين هفته مبارک بر همه دولت مردانى که وجود خويش را وقف خدمت به اسلام و جامعه کرده اند، خجسته و فرخنده باد.

همراهى ملت با دولت و پشتيبانى آحاد مردم از آن، از عوامل ثبات دولت و اقتدار آن است و اين رابطه، تا هنگامى که دولت يک دولت ارزشى و خدمت گزار باشد، پايدار خواهد بود.

امام خمينى (ره)؛ رهبر کبیر انقلاب، دورى مسؤولان ايران اسلامى را از رفاه و تجملات و ثروت ها، لطف الهى دانسته و مى فرمايد:

« اگر يک حکومتى، ارزشهايش ارزشهاى انسانى، اخلاقى و اسلامى باشد (و) بخواهد خدمت به نوع خودش بکند و خودش را خدمت گزار بداند، قهراً ملت با اوست و قهراً يک قدرت خارجى نمی تواند او را تحت تاثير قرار بدهد».

 مولى الموحدين، امام على (ع) در قالب نامه اى به مالک اشتر، خطاب به همه دولت مردان اسلامى درباره تکبر و غرور رياست چنين هشدار مى دهد:

«اگر با مقام و قدرتى که دارى، دچار تکبر و يا خود بزرگ بينى شدى، به بزرگى حکومت پروردگار که برتر از توست بنگر که تو را از آن سرکشى نجات مى دهد و تندروى تو را فرو مى نشاند و عقل و انديشه ات را به جايگاه اصلى باز مى گرداند».

 دوم شهريور هر سال آغاز هفته دولت است که روز پايانى آن سالروز شهادت محمد على رجايى؛ رئِس جمهور و محمد جواد باهنر؛ نخست وزير وقت ايران در سال 1360 است.

شهيدان رجايى و باهنر تشکيل دهندگان نخستين دولت ايران پس از يکدست شدن جمهورى اسلامى ايران که پس از خروج دولتمردان عصر حکومت موقت و دولت ابوالحسن بنى صدر استقرار يافت. از اين جهت دولت رجايى و باهنر آغاز عصر تازه جمهورى اسلامى بشمار ميرود و شهادت آنها ضايعه اى است که دولت و مردم ايران هر سال به ياد آن در سوگ مى نشينند.

امسال در آستانه بيست و چهارمين سالگرد برگزارى هفته دولت، با وضعيتى تازه مواجه هستيم. هفته دولت امسال در حالى برگزار مى شود كه با انتخاب رئيس جديد دولت، مجلس در تدارك ارزيابى اعضاى دولت جديد است و دولت قديمى با پايمردى مى كوشد واپسين ساعات حضورش با تضمين ثبات و آرامش عرصه ملى همراه باشد. اميدواريم در آستانه هفته دولت امسال شاهد شكوفايى در عرصه هاى توسعه همه جانبه در كشور باشيم.

 و اما هفته دولت، فرصتى است تا لختى تامل کنيم و به آن چه در گذر شتابزده زمان پنهان مانده، نظر افکنيم. بايد رنج و تلاش مسوولان متعهد کشور را ارج نهيم، خدمت هاى ناديدنى دولت مردان خدمتگزار و صاحب منصبان درد آشنا را سپاس گوييم و به همه تلاش گران و زحمت کشان نظام جمهورى اسلامى خسته نباشيد بگوييم.

 

برچسب ها: هفه دولت ، شهید رجایی ، شهید باهنر